پروردگارا، تو را شکر می کنم ...

  پروردگارا، تو را شکر می کنم ...

.... برای تمام نعماتی که امسال به من ارزانی داشتی

.... برای تمام روزهای آفتابی و برای تمام روزهای غمگین ابری و بارانی

.... برای غروبهای آرام و شبهای تاریک و طولانی

تورا شکر می گویم برای سلامتی و بیماری ، برای غمها و شادیهائی که امسال به من عطا کردی.

تو را شکر می گویم برای تمام چیزهائی که مدتی به من قرض دادی و سپس بازپس گرفتی .

 امسال چه چیز در انتظارم است ؟

پروردگارا، همان را می خواهم که تو برایم خواسته ای.

 تنها از تو می خواهم:

ــ آنقدر به من ایمان عطا کنی تا در هرآنچه بر سر راهم قرار می دهی تو را ببینم و خواستت را.

ــ آنقدر امید و شجاعت تا نومید نشوم و آنقدر عشق و محبت ... هر روز بیش از روز قبل عشق نسبت به خودت و آنان که در اطرافم هستند.

ــ پروردگارا، به من بردباری، فروتنی، و تسلیم و رضا عنایت فرما.

ــ خدایا، مرا آن ده که مرا آن به ، و آنچه را که نمی دانم چگونه از تو بخواهم.

ــ پروردگارا، به من قلبی فرمانبردار، گوشی شنوا، ذهنی هوشیار، و دستانی ساعی عنایت فرما تا بتوانم تسلیم رضایت گردم و آنچه را که به کمال برایم خواسته ای بدیده منت بپذیرم.

ــ خدایا، بر تمام عزیزانم برکت و بهروزی عطا کن، و صلح و دوستی و آرامش بر قلوب انسانها حاکم گردان.

انشاءالله سال پر برکت و پر مهری داشته باشید

دعا؛ نيرومندترين انرژي براي زندگي


دعاكردن، تنها عبادت نيست؛ بلكه تشعشعي است كه از روح دعاكننده بر مي‌خيزد.
اگر صميمانه به دعا و نماز بپردازيد، خواهيد ديد زندگي شما به صورت عميق و مشهود تغيير خواهد كرد. در اشخاصي كه زندگي دروني‌شان بدين‌گونه تقويت‌يافته، آرامش و سكوني خاص ديده مي‌شود. در عمق ضمير شعله‌اي فروزان مي‌شود و آدمي خود را مي‌بيند. خودخواهي و ترس‌ها و آزها و اشتباهات خويش را كشف مي‌كند.
در درونش الزام اخلاقي و فروتني عقلاني پديد مي‌آيد و به اين ترتيب، روح به كشور لطف و عنايت الهي سفر مي‌كند.
نيروي دعا به اندازه نيروي جاذبه زمين حقيقت دارد. بيماراني ديده ‌شدهاند كه پس از نااميدشدن از هر نوع درمان، در نتيجه تأثير دعا از بستر بيماري برخاسته‌اند.
در قلب مردان و زناني كه دريافته‌اند دعا در زندگي روزانه‌شان نيرويي مددكار است، هر لحظه معجزه‌اي صورت مي‌گيرد.
برخي، دعا را پناهگاه ضعيفان يا درخواست كودكان براي به دست آوردن خيرات مادي تصور مي‌كنند. اين تصور به همان اندازه نا به جا است كه كسي تصور كند باران، ابزار پركردن آبخوري مرغان است. اگر بخواهيم درست سخن بگوييم، بايد دعا را فعاليتي به شمار آوريم كه براي تكامل انساني ضرورت دارد. اجتماع هماهنگ بدن و فكر و روح در دعا و نماز پديد مي‌آيد و به آدمي، نيرومندي و استقامتي چشمگير مي‌بخشد.
حقيقت كلماتي مانند “از خدا بخواهيد ، به اجابت‌خواهد رسيد” با آزمايش بشري به اثبات رسيده است . دعاي حقيقي مانند راديوم منبع نوعي انرژي درخشان است كه از خود آن پيدا مي‌شود ...
چرا دعا نيرويي چنين موثر به ما مي‌بخشد؟ براي پاسخ به اين پرسش (البته خارج از قضاوت علم) بايد به اين نكته اشاره كرد كه همه دعاها در يك چيز اشتراك دارند . دعاي دسته جمعي در يك مسجد با آداب و تشريفات خود و در خواست‌ساده مرد بدوي براي اين‌كه شكار خوب نصيبش شود ، هر دو يك حقيقت را نشان مي‌دهند و آن اين‌كه انسان‌ها مي‌خواهند نيروي محدود خود را از راه پيوستگي با سر چشمه پايان‌ناپذير همه انرژي‌ها تقويت كنند و از آن مدد گيرند .
وقتي دعا مي‌كنيم و نماز مي‌خوانيم، خود را به نيروي فنا ناپذيري كه جهان را مي‌گرداند ، پيوند مي‌زنيم . مي‌خواهيم بخشي از اين نيرو براي نيازمندي‌هاي ما مصروف شود . حتي در اين حاجت‌خواستن، نقص‌هاي بشري ما جبران مي‌شود .چون از حالت نماز و دعا بيرون مي‌آييم، قوي‌تر شده‌ايم و آرامش پيدا كرده‌ايم .

امروز ، بيش از هر زمان ديگر ، دعا در زندگي ضرورت دارد. كم توجهي به دين، جهان را به كناره پرتگاه كشانيده است. متأسفانه عميق‌ترين منابع نيرو و كمال ما توسعه نيافته مانده است. دعا كه اساسي‌ترين ورزش روح است، بايد در زندگي خصوصي ما دخالت داشته باشد. روح از ياد رفته آدمي بايد چنان محكم شود كه ديگر بار وجود خود را اثبات كند. اگر نيروي دعا بار ديگر آزاد شود و در زندگي مردان و زنان دخالت كند و اگر روح ، مراد خود را شجاعانه آشكار سازد، اميد آن‌كه تير دعاهاي ما براي رسيدن به جهاني بهتر به هدف اجابت رسد، وجود دارد.

چهار پرده از يك واقعيت



پرده اول: اسلام طالباني

عبدالمالك ريگي رهبر گروهك تروريستي جند ا... در شرق كشور كه هفته قبل دستگير شد، طلبه‌اي است وهابي از حوزه تحت اشراف دولت سعودي و نماينده اسلام طالباني در ايران كه با دلارهاي نفتي اداره مي‌شود؛ كسي كه به جاي تبليغ و بهكارگيري قلم از سلاح گرم استفاده مي‌كند و به جاي ارائه منطق و اقامه استدلال، سر مي‌بُرّد و تير خلاص مي‌زند. صحنه‌هاي دلخراش سربريدن مردم بي‌گناه در جاده بم، كرمان، زابل، زاهدان و قتل عام دهها تن از مردم بيگناه، دل هر انساني را ميخراشد. اين گروهك اخيراً با ارشاد حاميان غربي‌اش نام خود را از «جندا...» به جنبش مقاومت تغيير داد تا بتواند به صف جبهه دموكراسي خواهي، و به اصطلاح اصلاح‌طلبان بپيوندد.

روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه نوشته

مي خواهند كم‌كم «ماتيك» به لب انقلاب‌ بمالند

اشاره: آن‌چه در پي مي‌آيد بخش‌هايي از سخنراني مبسوط و پرنكته محقق ارجمند “حسن رحيم‌پور ازغدي” است كه در جمع برخي تشكل‌هاي دانشجويي سراسر كشور و نيز عده‌اي از زندانيان سياسي در موزه عبرت ايران ايراد شده است:

هنگامي كه شهيد رجائي به عنوان رئيس‌جمهور به سازمان ملل در نيويورك رفت، در مصاحبه‌اي مطبوعاتي، خبرنگاران به ايشان گفتند: “شما بنيادگرا هستيد، حقوق بشر را در ايران نقض كرده‌ايد، بعضي از سران رژيم قبل را اعدام كرديد، انقلاب ايران مروج تروريسم بين‌المللي شده...“ و از اين حرف‌ها. مرحوم رجائي به جاي اين‌كه جواب بدهد،‌ جوراب‌هايش را در آورد و پاهايش را جلوي دوربين‌هاي تلويزيوني گرفت و گفت: “آن حقوق بشري كه شما از آن حرف مي‌زنيد، ردش كف پاهاي من معلوم است. شلاق‌هايي كه كف پاهاي من خورده، با آموزش امريكايي‌ها و انگليسي‌ها و اسرائيلي‌ها بوده و شكنجه‌گران ايراني حكومت تحت حمايت شما، اجرا كردند.“ و هيچ جواب ديگري نداد. بعد كه ايشان برگشت، در بعضي از مطبوعات و محافل مي‌گفتند كه رجائي آدم پاكي است، آدم خوبي‌ست، اما قشري و امل و بي‌سواد و عوام است و عرف ديپلماتيك سرش نمي‌شود. اين آدم، آبروي ما را برد. مرد حسابي! مگر آدم جلوي دوربين‌هاي تلويزيوني جورابش را بيرون مي‌آورد؟ آبروي ما را پيش روشنفكرها و رسانه‌هاي غرب بردند، ديگر آبرويي برايمان نماند! به جاي اين‌كه هرجا مي‌رود به او افتخار كنيم، اين جوري آبروي ما را مي‌برد. بني‌صدر به شهيد رجائي مي‌گفت: خشك سر!

اين وضعيت، اكنون گذشته است.

روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

اعتراض به یک پیشنهاد

طي چند روز اخير، اقدام مجمع تشخيص مصلحت در بررسي دو فوريتي طرح قانون انتخابات، مورد اعتراض جدي و انتقاد فراوان نخبگان سياسي كشور و علاقمندان نظام و استقبال و خوشحالي دشمنان انقلاب شده است.

      

               
ماجرا از اين قرار است كه در ارديبهشت سال گذشته، وزير وقت كشور، طي نامه اي به رهبر معظم انقلاب، به بيان برخي معضلات در قانون انتخابات پرداخته و خواستار چاره جويي براي حل مشكلاتي نظير: ضرورت تجميع انتخابات ها، روشن شدن منابع مالي نامزدها، اخلاق انتخاباتي و... مي شود و طبق روال قانوني، اين نامه ، به مجمع تشخيص مصلحت، ارجاع مي شود.
پس از اين ارجاع نيز، مجمع طي جلسات متعددي به بررسي اين موضوع پرداخته و مواردي را تنظيم مي كند تا آنكه در ماه گذشته با پيشنهاد آقاي حسن روحاني، مقرر مي شود كه اين موضوع، در قالب يك طرح دوفوريتي در صحن علني مجمع تشخيص بحث شود.
پس از اين پيشنهاد، بررسي ها شروع مي شود ، اما در خلال مذاكرات اين مجمع، دو نكته ي بسيار تكان دهنده ، درج مي شود كه نشانگر دورزدن قانون اساسي و حذف التزام كانديداها به ولايت فقيه و حذف شوراي نگهبان از چرخه تعيين صلاحيت نامزدهاست!!
* در بند 21 اين طرح، درباره شرايط داوطلبان آمده است:
تعهد و پايبندي داوطلبان نسبت به قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و التزام عملي نسبت به احكام اسلام(التزام اقليت ها به احكام دين خود).
در اين بند با ظرافت خاصي ، التزام عملي به اصل ولايت فقيه كه نص صريح قانون اساسي است و البته مشكل اصلي و هميشگي دشمنان و از جمله سران فتنه بوده است، حذف شده است.
* در بند 4 از فصل (ساماندهي اجرا) در طرح 28 ماده اي مجمع آمده است: كميسيون ملي انتخابات، مسئوليت برگزاري انتخابات، بررسي صلاحيت داوطلبان،كنترل و نظارت بر تبليغات و هزينه هاي انتخاباتي و انجام بازرسي و رسيدگي به شكايات را بر عهده دارد



در اين بند نيز، با عنوان كردن تشكيلاتي نامعلوم بنام (كميسيون ملي انتخابات) كه از ايده هاي قبلي آقاي رضايي و كپي برداري شده از افغانستان !! است، عملا در صورت پافشاري شوراي نگهبان بر راي و نظر خود، راي نهايي بر عهده ي كميسيون ملي انتخابات كه در دست مجمع تشخيص مصلحت است ، قرار مي گيرد و شوراي نگهبان، به انزوا مي رود.
به بيان بهتر و روشنتر، برخي آقايان ، طي چند هفته ي اخير، با استفاده از بودجه و وقت و حقوق و امكانات بيت المال، طرحي را مورد بررسي قرار داده اندكه ضمن مغايرت جدي با قانون اساسي و احكام اسلام، رسما التزام به اصل ولايت فقيه را از شرايط صاحب منصبان ارشد آينده ي اين نظام حذف و نظارت فقها و حقوقدانان شوراي نگهبان را نيز، كمرنگ و بي اعتبار ساخته است.
اين طرح گرچه قطعا در ادامه ي مسير قانوني خود، تصويب نخواهد شد و گرچه نخبگان و دستگاه هاي قانوني، اجازه ي چنين امري را نخواهند داد، اما نشانگر وجود و تداوم تحركات و اراده اي است كه هنوز درك صحيحي ازاسلاميت نظام ،كه با ولايت فقيه و نظارت شوراي نگهبان محقق مي شود،ندارد.
قطعا اين نوشتار در صدد متهم ساختن فرد و يا افراد خاصي نيست، اما آقايان بهتر است بدانند كه امروز، مردم و نخبگان سياسي ، با بصيرت و دقت لازم و با تمام وجود در صحنه اند و هرگز اجازه نخواهند داد كه جايگاه رفيع ولايت فقيه و شوراي نگهبان، كه ثمره ي مجاهدت پيشوايان و علماي تشيع و فدا شدن صدها هزار شهيد است، با لفاظي ها و اقدامات برخي افراد، محدود شود و البته آقايان نيز بدانند كه به تعبير رهبر معظم انقلاب، برخي اقدامات غافلانه، نتايجي خيانت بار را بدنبال دارد و بايد مواظب تصميمات خود باشند

حيات جاويد شهيد

 

حیات جاوید شهید

مرگ براي انسان‌هاي مؤمن، راهي است به‌سوي يك حيات و زندگي برتر. از مجموع آيات و روايات به‌دست ميآيد كه حيات پس از مرگ كاملتر و بالاتر است. در حديث است كه مردم خوابند، همين كه ميميرند بيدار ميشوند. آدمي در خواب از درك و احساس ضعيفي برخوردار است و حالتي نيمه زنده و نيمه مرده دارد ولي چون بيدار شود، حيات كاملتري دارد. حيات انسان در دنيا هم نسبت به حيات برزخي درجهاي ضعيفتر است و حيات آخرت از هر دو مرحله قبلي، قويتر و كاملتر است. اين براي همه افراد است لكن براي مؤمنان حيات پس از مرگ همراه با تنعم و رحمت است و براي كفار حياتي توام با عذاب و درد خواهد بود.

حيات واقعي همان حيات ابدي و جاودانه است و آن‌چه كه ما را به خود مشغول و سر گرم نموده جز يك زندگي تصنعي و به تعبير قرآن كريم متاعي فريبنده و بازيچه اي سرگرم كننده بيش نيست و زندگي طبيعي و جاودانه و متكامل همان زندگي ابدي است كه در چارچوب زمان، مكان، حركت، سكون، شيريني، تلخي، مصيبت، مسرت، زشتي و زيبايي محصور گرديده است. زندگي طبيعي رستن (فلاح) و رها شدن از اين قيد و بندها و آزاد گرديدن از اين قفس تنگ خاكي و بال و پرگشودن به سوي اوج قله كمال انساني و مقام قرب ربوبي است.


   ادامه مطلب ..... کلیک کنید

 

ادامه نوشته

رهرو آن نيست كه گه تند و گهي خسته رود...

فكرمي كنيد پيشرفت مطلوبي نداريد؟ اول بايد ببينيد كه درست فكر مي‌كنيد يانه؟ ملاك شمابراي پيشرفت چيست، اين ملاك تاچه حدعيني است؟ آيا اصلاً ملاكي براي پيشرفت داريد يا فقط براساس مقايسه خود با ديگران، تصورمي كنيد كه پيشرفتتان خوب نيست؟ در هرحال اگر برايتان ثابت شد كه خوب پيشرفت نميكنيد، بايد وضعيت را ارزيابي وتحليل كنيد. در ارزيابي آن‌چه براي پيشرفت مهم است بايد به عوامل زير توجه كرد.

احساس اطمينان و باور توانمندي‌ها، احساسي است كه لازمه به كار بستن آن، ‌استفاده از تمام دانسته‌هايمان است و نتيجه به كار نبستن آن، دست نيافتن به چيزهايي است كه در زندگي شايستگي‌شان را داريم.

يك دليل عدم پيشرفت ميتواند ضعف پيش نيازهاي شما باشد. يادگيري‌هاي جديد در پايه يادگيري‌هاي قبلي ساخته مي شوند. يا سطح توقعات خود را پايين بياوريد و يا به صورت جدي به دنبال رفع كمبود، پيش نيازهايتان را اصلاح كنيد. بدون جبران ضعف‌هاي پايه اي، پيشرفت معنايي ندارد.

هر شكست مي تواند به عنوان يك تجربه مطرح باشد و به هيچ وجه نبايد مايه دلسردي و يا عقبنشيني گردد.

ضعف در آمادگي‌هاي رواني: آمادگي‌هاي رواني و انگيزه‌ها،علي رغم نقش فوق العاده اي كه دارند كم‌تر مورد توجه قرارمي گيرند. در مورد انگيزه‌ها معمولاً دو نوع اشكال وجود دارد.

ادامه نوشته