حيات جاويد شهيد
مرگ براي انسانهاي مؤمن، راهي است بهسوي يك حيات و زندگي برتر. از مجموع آيات و روايات بهدست ميآيد كه حيات پس از مرگ كاملتر و بالاتر است. در حديث است كه مردم خوابند، همين كه ميميرند بيدار ميشوند. آدمي در خواب از درك و احساس ضعيفي برخوردار است و حالتي نيمه زنده و نيمه مرده دارد ولي چون بيدار شود، حيات كاملتري دارد. حيات انسان در دنيا هم نسبت به حيات برزخي درجهاي ضعيفتر است و حيات آخرت از هر دو مرحله قبلي، قويتر و كاملتر است. اين براي همه افراد است لكن براي مؤمنان حيات پس از مرگ همراه با تنعم و رحمت است و براي كفار حياتي توا‡م با عذاب و درد خواهد بود.
حيات واقعي همان حيات ابدي و جاودانه است و آنچه كه ما را به خود مشغول و سر گرم نموده جز يك زندگي تصنعي و به تعبير قرآن كريم متاعي فريبنده و بازيچه اي سرگرم كننده بيش نيست و زندگي طبيعي و جاودانه و متكامل همان زندگي ابدي است كه در چارچوب زمان، مكان، حركت، سكون، شيريني، تلخي، مصيبت، مسرت، زشتي و زيبايي محصور گرديده است. زندگي طبيعي رستن (فلاح) و رها شدن از اين قيد و بندها و آزاد گرديدن از اين قفس تنگ خاكي و بال و پرگشودن به سوي اوج قله كمال انساني و مقام قرب ربوبي است.
رسول خدا صلي الله عليه و آله، در جنگ بدر پس از پيروزي مسلمانان و كشته شدن گروهي از سرداران متكبران قريش و انداختن بدنهاي آنها در يك چاه در حوالي بدر، سر به درون چاه برد و به آنها خطاب كرده فرمود: ما آنچه را خداوند به ما وعده داده بود محقق يافتيم، آيا شما نيز وعدههاي راست خدا را به درستي دريافتيد؟ بعضي از اصحاب گفتند: يا رسولا...! شما با كشته شدگان و مردگان سخن ميگوييد؟ مگر اينها سخن شما را درك ميكنند؟ فرمود آنها اكنون از شما شنواترند.
براساس اين حديث و امثال آن، با مرگ ميان جسم و جان جدايي واقع ميشود؛ اما روح علاقه خود را با بدن به كلي قطع نميكند.
اقسام حيات و مرگ در قرآن
حيات در قرآن كريم به حيات نباتي، حيواني، وجودي، عقلاني، اعتقادي، اجتماعي، برزخي، آخرتي، ططبه، مادي، معنوي و حيات مطلقه پروردگار و مرگ نيز به نباتي، وجودي، مادي، اجتماعي، فكري و اعتقادي تقسيم شده است.
از عموم آيات و روايات استفاده ميشود كه انسان پس از مرگ، حيات جاوداني و ابدي دارد. شهيدان نيز از اين قاعده كلي مستثني نيستند و زندگي جاويد خواهند داشت ولي امتياز شهيدان بر ديگران برتري حيات آنان بر ساير مؤمنان ميباشد وگرنه دليلي وجود ندارد كه بهطور جداگانه به زنده و جاويد بودن آنها اشاره شود.البته برخي گفتهاند چون مردم كشته شدگان در جنگها را فاني ميدانستند، آيات قرآن زنده بودن آنها را متذكر شده است ولي اگر آيات كريمه قرآن درباره حيات جاويدان در رفع اين ابهام نازل شده باشد، اين ابهام بر ساير اموات نيز صدق ميكند؛ پس چه ضرورتي داشته است بهطور جداگانه بحث جاويد بودن شهيد را طرح كند و درك آن را از فهمهاي معمولي خارج بداند! اين مسأله حاكي از آن است كه شهيدان راه خدا حيات مخصوصي دارند.
ابديت شهيد
اصولاً يكي از مطالبي كه بايد بهعنوان بزرگترين افتخار شهيد از آن ياد كرد، موضوع حيات جاودنه اوست. شهيد به خاك و خون ميغلتد و پيكر بي جانش نقش بر زمين ميشود و در ميان انبوه خاكها دفن ميگردد؛ اما از نظر اسلام نميميرد و از بين نميرود، بلكه او عنصري هميشه زنده است و از يك زندگاني وسيعتر و ارزندهتري در شرايط مناسبتري برخوردار ميشود: زندگي با خدا و اولياء بزرگ وگرامي او، زندگي با ملكوتيان و نيروهاي معنوي، زندگي دور از هرگونه دغدغه و گرفتاري، سراسر نور و توام با انواع خوشي و سرور، زندگي همراه با رحمت الهي و سلام و سلامتي و زندگي غرق در شرف و قداست و كرامت. با اينكه زندگي پس از مرگ اختصاص به شهيدان ندارد و شهيد و مؤمن، غير شهيد و كفار همه اين زندگي را دارند. قرآن كريم در دو مورد به حيات جاودانه شهيدان تصريح كرده و انواع تعبيرهاي عالي را درباره آنان بهكار برده است.
حيات شهيد غير قابل درك است
قرآن ميفرمايد: «ولاتقولوا لمن يقتل في سبيل الله اموات بل احياء ولكن لاتشعرون» (به آنان كه در راه خدا كشته ميشوند مرده نگوييد بلكه آنان زنده هستند ليكن شما نميفهميد و درك نميكنيد.) در اين آيه خداوند ابتدا از اينكه شهيدان را مرده بخوانند نهي كرده سپس تصريح به حيات شهيدان كرده و آنان را زنده و پاينده خوانده است و با جمله «ولكن لاتشعرون» مرده خواندن شهيد را ناشي از عدم شعور و درك انسان و نقص بينش آدمي دانسته است. هر چند ممكن است مقصود اين باشد كه چگونگي حيات آنان را شما نمي فهميد و براي شما قابل درك نيست.
در آيه ديگري ميفرمايد: «و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عندربهم يرزقون» (و البته گمان نبريد آنان كه در راه خدا كشته شده اند مردگانند بلكه زندگانند و در نزد پروردگارشان روزي داده ميشوند.)
در آيه قبلي از مرده خواندن شهيد نهي كرده و در اين آيه نيز آن نهي را تكرار كرده و از جهت اثباتي به حيات و زندگي شهيد تصريح ميكند و زيباتر آنكه چون از خصوصيات و امتيازات زنده بودن و زيستن، بهرهمندي از مواهب الهي و آثار زندگي است، مي فرمايد: در نزد پروردگارشان روزي ميخورند.
مفسر خوش ذوق قرآن كريم استاد محسن قرائتي مينويسد: «تصور نابودي و يا خسارت براي شهيد تفكري انحرافي است. ايمان به زنده بودن شهيد، قويترين عامل عشق به شهادت است. محدوديتهاي علمي و نگرشهاي محدود و يا خطا را بايد با ايمان به خدا و گفتههاي او تكميل و تصحيح كرده. ما بر مبناي قرآن كه شهيدان را زنده ميداند، به آنها سلام كرده و با آنان حرف ميزنيم و توسل ميجوييم.»
شيعه بر پايه اعتقاد ژرف و بينش عميق آگاهانه، شهيد را شاهد و حاضر در جامعه خود ميبيند و به زندگي واقعي پس از مرگ او ايمان كامل دارد و به همين لحاظ در برابر وي بهگونه يك انسان زنده و حاضر سلام ميكند؛ يعني بهصورت مخاطب و حاضر سلام ميكند نه به صيغه غايب. زيرا شهيد زنده است و صدا را ميشنود. (السلام عليك.. .)
مطلب ديگري كه بر ادامه حيات شهيد بهطور ويژه حكايت ميكند، اين است كه شهيد پس ازشهادت نيز تا روز قيامت از نتايج عملش بهرهمند ميگردد. پيغمبر اكرم (ص) فرموده است: هر كس بميرد كارنامه عملش درهم پيچيده ميشود مگر كسي كه از مرزهاي اسلامي و شرف و كيان اسلام و نواميس مسلمانان پاسداري كند؛ يعني جهاد كند و در اين راه به فيض شهادت نايل گردد. عمل اين مجاهد تا روز قيامت به صورت روز افزون رشد يافته و به حساب او سرازير ميشود. اين استمرار پاداش و رشد و نمو عمل انجام شده شهيد، حكايت از آن دارد كه او از يك حيات برتر و والاتري نسبت به ساير مومنان برخوردار است اين حيات، چگونه حياتي است؟
بايد اذعان كرد كه عمق حيات مذكور شايد از درك و فهم بشري خارج باشد ولي اين امر دليل بر عدم تعمق و تفكر نمي باشد كه از قديم گفته اند:
آب دريا را اگر نتوان كشيد
تقدیم به خالق متعال , پادشاه آسمانها و زمین . بی نیاز یکتا , زنده ی حاضر . هدایتگر آنکه هدایت خواهد , آمرزنده ی آنکه عفو طلبد.