كم فروشي در نماز

در قرآن مي خوانيم:

واي بر كم‌فروشان؛ كساني كه هرگاه از مردم پيمانه بگيرند كامل مي‌گيرند. و هرگاه به ايشان پيمانه دهند يا برايشان (كالايي را) وزن كنند، كم مي‌گذارند.(سوره مطفقين)

ابن مسعود نقل مي‌كند كه هركس از نمازش بكاهد مشمول اين آيه است.(1)

كم فروشي هر صنفي متناسب با خودش مي‌باشد: معلم، كارگر، نويسنده، فروشنده، مهندس، دكتر و ديگر مشاغل، هر كدام در انجام وظيفه خود كوتاهي كنند، كم فروشند.

كم‌فروش، خود را زرنگ مي‌داند، مردم را دوست ندارد، خدا را رازق نمي‌داند و ظلم اقتصادي به جامعه مي‌كند.

كم فروشي از گناهان كبيره است؛ زيرا وعده عذاب براي آن آمده است.

در روايات مي‌خوانيم: هرگاه مردم گرفتار گناه كم‌فروشي شوند، زمين روييدني‌هاي خود را از مردم باز مي‌دارد و مردم به قحطي تهديد مي‌شوند.(2)

انضباط و دقت اقتصادي، در راس برنامه‌هاي اصلاحي انبياست. چنان‌كه حضرت شعيب به قوم خود فرمود: پيمانه را (در معامله) كامل و تمام بدهيد و از كم كنندگان و خسارت زنندگان نباشيد و با ترازوي درست وزن كنيد و كالاهاي مردم را كم ندهيد و روي زمين مفسدانه عمل نكنيد.(3)

پي نوشتها

1. تفسير نمونه 2. تفسير الميزان

3. شعراء، 181 -183

نیایش

گفتم: خسته‌ام
گفتي: لاتقنطوا من رحمة الله
     .:: از رحمت خدا نا اميد نشيد(زمر/53) ::.
گفتم: هيشکي نمي‌دونه تو دلم چي مي‌گذره
گفتي: ان الله يحول بين المرء و قلبه
     .:: خدا حائل هست بين انسان و قلبش! (انفال/24) ::.
گفتم: غير از تو کسي رو ندارم
گفتي: نحن اقرب اليه من حبل الوريد
     .:: ما از رگ گردن به انسان نزديک‌تريم (ق/16) ::.
گفتم: ولي انگار اصلا منو فراموش کردي!
گفتي: فاذکروني اذکرکم
     .:: منو ياد کنيد تا ياد شما باشم (بقره/152) ::.
گفتم: تا کي بايد صبر کرد؟
گفتي: و ما يدريک لعل الساعة تکون قريبا
     .:: تو چه مي‌دوني! شايد موعدش نزديک باشه (احزاب/63) ::.
گفتم: تو بزرگي و نزديکت براي منِ کوچيک خيلي دوره! تا اون موقع چيکار کنم؟
گفتي: واتبع ما يوحي اليک واصبر حتي يحکم الله
     .:: کارايي که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (يونس/109) ::.
گفتم: خيلي خونسردي! تو خدايي و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچيک... يه اشاره‌ کني تمومه!

ادامه مطلب .....

ادامه نوشته

انقلاب اسلامي از سه نگاه

تحليل و بررسي پيرامون انقلاب اسلامي ملت ايران، مجالي فراخ و گسترده‌تر مي‌طلبد، از اين‌رو در اين مقال اندك به سه مسأله اشاره مي نماييم.

يكم: شاه

يك بعد انقلاب اسلامي را بايد در شخصيت و روش شاه ايران مورد تحليل قرار داد. محمدرضا پهلوي پس از آغاز سلطنتش در شهريور 1320 به خوبي مي‌دانست كه ضعيف‌تر از آن است كه بتواند ايران پر آشوب آن دوران را مديريت كند. قواي متفقين كاملا ايران را تحت نظر داشتند، خود او نيز پس از اما و اگرهاي فراوان و تنها با توجه ويژه‌ انگليسي‌ها بر مسند قدرت قرار گرفته بود. ضعف ذاتي و ترس بالفطره او، از جمله خصيصه‌هاي انكارناپذيرش به شمار مي‌آمد و اين «ضعف و ترس» را تا پايان عمرش به همراه داشت. دهه 20 براي شاه جوان دهه پرالتهابي به شمار مي‌آمد. از يك سو كشوري بي‌ثبات و اشغال شده، از سويي ديگر مملكتي بي‌قانون و همراه با هرج و مرج و از دگر سو مديراني كه هيچ توجهي به اوامر ملوكانه)!( شاه جوان نداشتند، بر شدت بحران در سلطنت محمدرضاي جوان مي‌افزود. نيمه اول دهه 20 به خاطر آزادي ايجاد شده در اين مملكت پرآشوب، هجمه مقالات مطبوعاتي به سمت خاندان سلطنتي و بهويژه شخص رضاخاني كه در تبعيد موريس به‌سر مي‌برد، متوجه شده بود. افزون بر اين مسأله، ترور نافرجام شاه در 15 بهمن 1327 وجود نخست وزيران بي‌اعتنا به اوامر او از قبيل رزم‌آرا و دكتر محمد مصدق نيز بر ناتواني شاه بيش از پيش صحه مي‌گذاشت. اين ناتواني سرانجام به فرار وي از ايران در سال 1332 منجر شد. اما عاقبت باز هم با گوشه چشم بيگانگان و اين‌بار ايالات متحده از طريق راه‌اندازي دسته‌هاي حمايت از وي به سركردگي بدناماني از قبيل «شعبان جعفري معروف به شعبان بي‌مخ، ملكه اعتضادي و ... اريكه سلطنت به وي بازگردانده شد. شاه فراري، آن لحظه‌اي كه در رم ايتاليا به سر مي‌برد به همسرش ثريا اسفندياري پيشنهاد داده بود تا به ايران باز نگردند و به آمريكا رفته و با خريد مزرعه، به زراعت مشغول شوند)!( با سقوط دولت مصدق، دوره يكه‌ تازي محمدرضا شاه در عرصه ايران آغاز شد و قريب به 25 سال ادامه يافت. وي البته در اين دوره هيچ‌گاه بدون اجازه آمريكايي‌ها كاري انجام نمي‌داد. وي مو‌به‌مو دستورات كندي رئيس جمهور آمريكا را اجرا كرد، علي اميني را برخلاف ميل باطني‌اش به نخست‌وزيري منصوب كرد و قانون كاپيتولاسيون را اجرايي نمود. وقتي در سال 1346 هواپيماهاي آمريكايي از فراز خاك ايران به سمت ويتنام رفته و هر از چند گاهي براي سوخت‌گيري در فرودگاه‌هاي ايران به زمين مي‌نشستند، شاه ايران كاملا از اين موضوع بي‌خبر بود، به همين خاطر نزد مادرش)!( زبان به گلايه گشود كه آن قدر بي‌اختيار است كه حتي از عبور و مرور هواپيماهاي آمريكايي بي‌خبر است. پس از روي كار آمدن نيكسون، دوران ماه عسل شاه نيز شروع شد. او براساس «دكترين» معروف خود، دست شاه را براي خريد انواع و اقسام سلاح‌هاي فوق مدرن آمريكايي باز گذاشت. در اين دوره با افزايش بي‌سابقه قيمت نفت، شاه را در خيال باطل رسيدن به «پنجمين قدرت برتر جهان» غوطه‌ور ساخت ولي وقتي در سال 1355، جيمي كارتر به رياست جمهوري آمريكا رسيد، دوران ماه عسل شاه نيز به اتمام رسيد و شاهي كه قرار بود ايران را به دروازه‌هاي تمدن بزرگ برساند به يكباره در برابر جيمي كارتر منفعل شد و اين انفعال تا زمان ورود ژنرال «هايزر» به ايران ادامه يافت. شاه از حضور اين ژنرال بلند پايه آمريكايي بي‌اطلاع بود تا آن‌كه به تعبير تيمسار ربيعي- فرمانده معدوم نيروهاي هوايي شاهنشاهي - «هايزر دم شاه را مانند يك موش مرده گرفت و از ايران بيرون انداخت.»

روی ادامه مطلب کلیک کنید....
ادامه نوشته

از خود گذشتگي را از اين مجروحان ياد بگيريم!

در جنگ موته عده‌اي مجروح بر زمين افتاده بودند، مجروح چون از بدنش خون مي‌رود، تشنگي بر او غالب مي‌شود، و خيلي احتياج به آب پيدا مي‌كند.

مردي ظرف آبي را برداشته و آن را در ميان مجروحان مسلمان تقسيم مي‌كرد، به يكي از مجروحين رسيد، ديد تشنه است تا آمد آب به او بدهد، اشاره كرد به مجروح ديگري كه او از من تشنه‌تر است‌؛ زود رفت سراغ او، او نيز شخص ديگري را نشان داد و گفت: برو به سراغ او كه از من مستحق‌تر است، رفت سراغ او ديد سومي شهيد شده است، برگشت سراغ دومي، ديد دومي نيز جان داده است، آمد سراغ اولي، ديد اولي هم به لقاي خدا پيوسته است.

اين را مي‌گويند ايثار، و از خودگذشتگي، يعني در نهايت احتياج، ديگران را بر خود مقدم داشتن، بدون شك خدمت و محبت يك ارزشي است انساني، ولي يكي از ارزش‌هاي انسان است.(1)

استاد شهيد مرتضي مطهري، انسان كامل، صفحه آخر

تكيه گاهي براي زندگي

ما انسان‌ها بر حسب فطرت خويش، بدون تكيه گاه نمي‌توانيم زندگي كنيم. خلقت انسان اين چنين است كه هر كس به دنبال تكيه گاهي مي‌گردد تا به آن اتكا كند. اما به طور كلي، انسان‌ها بر اساس آن چيزي كه در زندگي به آن تكيه مي‌كنند، به چهار دسته تقسيم مي‌شوند. طبقه اول، يعني همان طبقه پايين بشريت، نقطه اتكايشان مال و ثروت است؛ تكيه گاه شان اندوخته هاي مالي است.

گروه دوم، نسبت به طبقه اول در مرتبه بالاتري قرار دارند. اين گروه نقطه اتكايشان مال و ثروت نيست؛ مقام و منصب است. اين هم تكيه گاه طبقه دوم است كه در دنيا به طور وضوح قابل مشاهده است.

طبقه سوم، افراد بالاتري در ميان انسان‌ها هستند. اين طبقه از مال و منال گذشته اند؛ از جاه، مقام، منصب، رياست، سلطنت و حكومت فارغ شده اند و آن‌ها را براي اهل دنيا گذاشته اند؛ رسيده اند به مرتبه اعتماد به نفس. تكيه گاه اين‌ها قدرت نفساني آنهاست. اين، رتبه بزرگان بشريت است. آن‌هايي كه به مقامات بالاتر رسيدهاند، دنبال اين هستند كه قدرت نهفته نفس را استخراج كرده، به آن اعتماد كنند. اين قدرت اگر استخراج شود، خارق العاده خواهد بود؛ چرا كه اگر فكر و اراده انسان طبق روال صحيح تربيت شود، قدرتش به حدي است كه مي‌تواند بزرگ‌ترين قدرتها را متوقف كند. لذا نخبگان بشريت دنبال اتكاي به نفس، يعني بهره برداري از قدرت فكري و سيطره ارادي خويش، هستند.

قدرت نفس فوق العاده عجيب است؛ اما اين قدرت محدود است و به هر حال،اندازه اي دارد. اما نهايت و منتهاي كمال كه مافوق آن تصور نمي‌شود، اين است كه اين قدرت نفساني به قدرتي متصل شود كه انتها ندارد و از ازل تا ابد، همه چيز را تحت تأثير قرار داده است. وقتي كار به اين جا رسيد، بشريت به ثمر مي‌رسد.

در همين راستاست كه امام جواد الائمه (عليه السلام) در كلامي زيبا، پرده از روي اين حقائق بر مي‌دارد. اين كلام امام نهم كه در لفظ؛ در اوج لطافت، فصاحت و بلاغت قرار دارد، گوهري را به وديعت گذاشته كه سرّ خلقت انسان و رمز سعادت و شقاوت انسانيت در آن بيان شده است.

محمد بن علي بن موسي الرضا، امام جواد (عليه السلام)، فرموده است: «اعتماد به خدا، قيمت هر متاع گران قدر و نردبان ترقي براي وصول به هر مقام بلندي است.»

به‌راستي آن حضرت با بيان خويش قلم بر تمام عالم و آدم كشيده است. آن‌ها كه نقطه اتكايشان مال است، اصلاً داخل حساب نيستند. آن‌هايي را كه نقطه اتكايشان سلطنت، حكومت و رياست است، اصلاً طرف اعتنا قرار نداده است.

آن‌هايي كه همچون ارسطوها، افلاطونها و تمام رجال حكمت نظري و عملي، تكيه گاهشان قدرت نفس و اراده است، مبهوت اين جملهاند كه: اي بشر، تو فطرتت اين است كه دنبال گوهر گرانبها مي‌گردي؛ هر گوهري گران‌بهاتر است، برايت با ارزش تر است. اين يك رمز فطرت توست. رمز ديگر خلقت تو اين است كه بلندي طلب و برتري جو هستي. اين علو و بلندي طلبي، خاصيت فطري انسان است.

اين دو گمشده كجا پيدا مي‌شود؟ كجا اين دو خواسته فطرت انساني را بايد جستجو كرد؟ اعتماد به مال است؟ اين كه باطل شد. اعتماد به مقام است؟ اين هم باطل شد. اعتماد به قدرت نفس است؟ آن هم به علت محدوديت باطل شد. اين گمشده، همان نقطه چهارم اتكاي بشر است؛ يعني اعتماد و تكيه زدن برخدا.

برگرفته از سخنراني حضرت آيت ا... وحيد خراساني (بااندكي تصرف)

حرفه اي ترين آرايشگر دنيا!

راستي آيا حرفه اي ترين آرايشگر دنيا را مي شناسيد؟ دكان و محل كسب و كار او را بلديد؟

اشتباه نكنيد! اين آرايشگر فوق حرفه اي مورد نظر ما، مو يا صورت شما را آرايش نمي كند، اما كلكسيون بزرگي دارد كه انواع مدها و مدل‌هاي آرايش ريخت واندام را به صورت كاملاً رايگان عرضه ميكند.

تخصص و چيرگي دست او در پنهان كردن زشتي‌ها بدون اغراق دومي ندارد؛ نه تنها زشتي‌ها و پستي‌ها را كاملاً مي پوشاند، بلكه آن‌ها را به بهترين وجه ممكن مي آرايد.(1)

با اين همه، آرايشگري تنها يكي از هنرمندي‌هاي بي بديل اوست.

او اما در آن واحد به مشاغل متعددي اشتغال دارد؛ مثلاً در كنار حرفه آرايشگري، كارگاه نقاشي بزرگي داير كرده است كه در آن‌جا رنگ بطلان بر چهره حقيقت ميزند و جامه كژي برقامت راستي مي پوشاند.

گاهي بازيگر است و در بسياري از نقش‌هاي مثبت و منفي و در هيأت و قالب افراد گوناگون تمثل و تجسم مي يابد و از اين رهگذر، آدميان را به سراشيبي سقوط در پرتگاه تباهي هل ميدهد.(2)

به تنها چيزي كه فكر نمي كند، درآمد يا موقعيت اجتماعي مشاغل است؛ به همين دليل گاهي مسافر كش است و عجيب اين‌كه بر حسب عادت هميشه چراغ خاموش حركت ميكند.

ايستگاه دائمي او دو راهي حق و باطل نرسيده به اتوبان گمراهي است و از آن‌جا مسافران را در بست به سفر جهنم ميبرد.(3)

اگر زمين حاصل خيزي بيابد، كشاورزي هم بلد است و در همه فصل‌ها بذر كينه و نفاق را در زمين دل‌ها مي افشاند.

حرفه ديگري هم دارد كه كم‌تر كسي از آن مطلع است.

آري! خلباني تنها حرفه اي است كه هيچ‌گاه از آن خسته نمي شود.

بيش‌تر اوقات در اين پست مشغول است.

با بال‌هاي وسوسه و القاء آن‌قدر بر فراز قلب آدمي ميچرخد تا باند مناسب براي فرود بيابد.(4)

اكنون ببينم با اين همه تبليغات آيا توانسته ايد هويت واقعي اين موجود چند هزار چهره را حدس بزنيد؟

راهنمايي بيش‌تر اين‌كه او سوگند ياد كرده است كه شما را لحظه اي آسوده نگذارد و هر كجا راه نجاتي باشد بر سر آن راه كمين گذاشته، راهزن راهتان گردد.(5)

آري! حدس شما صائب است! اما آن‌چه بايد هميشه آويزه گوشتان باشد اين‌كه:

بساط كار اين گرگ ايمان خوار در هر كوي و برزني پهن است، پس مراقب باشيد هيچ‌گاه بر سر راه او قرار نگيريد.

————————————      پينوشتها

1- انعام، 43 و زين لهم الشيطان ما كانوا يعملون

...( شيطان كارهايي را كه ميكردند براي آنان آراست)

و نيز نهج البلاغه، خطبه 64

و الشيطان موكل به، يزين له المعصيه ليركبها

( شيطان همواره مراقب اوست و گناه را در نظرش جلوه ميدهد، تا مرتكب شود)

2- در تفسير آيه 48 از سوره انفال برخي از مفسران قائلند به اين‌كه شيطان حتي قادر است درقالب اجسام نيز تمثل يابد؛ به عنوان مثال ر.ك: مطهري، مرتضي، آشنايي با قرآن3، صص 109-108

3- فاطر 6، ان الشيطان لكم عدو فاتخذوه عدوا انما يدعو حزبه ليكونوا من اصحاب السعير

البته شيطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانيد؛ او فقط حزبش را به اين دعوت مي‌كند كه اهل آتش سوزان (جهنم) باشند!

4 - در سوره اعراف آيه 201 ميخوانيم:

«ان الذين اتقوا اذا مسهم طائف من الشيطان تذكروا فاذا هم مبصرون»

(هنگامي كه اهل تقوي دچار وسوسههاي شيطان ميشوند به ياد خدا ميافتند و ناگهان بينا ميگردند.)

طائف يعني طواف كننده؛ گويا شيطان همچون طواف كننده‌اي پيرامون فكر و روح انسان پيوسته گردش مي‌كند تا راهي براي نفوذ بيابد؛ و ياد خدا اكسيري است كه ابرهاي تيره و تار وسوسهها شيطان را كنار ميزند.

5- اعراف، 16

قال فبما اغويتني لاقعدن لهم صراطك المستقيم

(گفت: «اكنون كه مرا گمراه ساختي، من بر سر راه مستقيم تو، در برابر آن‌ها كمين ميكنم)!

منبع: تبيان

چادر؛ حجاب برتر

در آيه 31 از سوره نور، خداوند به زنان مسلمان دستور ميدهد كه پوشش‌هاي خود را بر روي گريبانهايشان بيندازند.(1) «خمر» كه در اين آيه آمده، به معناي «لباسي است كه زن با آن، سر و سينه خودش را بپوشاند»(2.) كه ظاهراً چيزي شبيه مقنعه يا بزرگ‌تر از آن است.

در آيه 33 سوره احزاب نيز خداوند ميفرمايد:

«اي پيامبر! به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو كه چادر خود را بر خود فرو پوشند. اين مناسب‌تر است، تا شناخته شوند و مورد آزار واقع نگردند. و خدا آمرزنده و مهربان است.»(3)

براي جلباب كه در اين آيه آمده، دو معنا ذكر شده است:

1- پوششي كه سر و گردن و بالاتنه را مي‌پوشاند (مقنعه.)

2- چيزي كه تمام بدن را بپوشاند (چادر(.)4)

اگر كسي بتواند به شكل صحيح از چادر استفاده كند، مسلما چادر حجاب برتر است؛ زيرا حكمت‌هاي حجاب در چادر بيش‌تر يافت مي‌شود، گرچه پوشيدن چادر واجب نيست. حجاب منحصر در چادر و حتي مانتو نيست، بلكه هر لباسي كه غير از وجه و كفين (دست‌ها تا مچ) را بپوشاند و موجب تحريك و جلب توجه نامحرم نگردد كافي است، ولي بايد توجه داشت همانطور كه بقيه واجبات داراي مراتب مختلفي مي‌باشند حجاب نيز داراي مراتب خوب، متوسط و خوب‌تر است و چادر حجاب برتر بانوان محسوب مي‌گردد.

پي‌نوشت‌ها

1. و ليضربن بخمرهن علي‌ جيوبهن.‌

2. مصطفوي، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج3، ص 127

3. يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نساءالمومنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلك ادني‌ ان يعرفن فلا يوذين.

4. ابن منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب، ج1، ص

اندرز دنیا   

یا باقی

شما را از دنیا می پرهیزانم ، كه منزلگاهی است ناپایدار ٬نه خانه ی ماندن و نه جایگاه قرار . خود را آراسته و به آرایش خویش شیفته است ، و دیگران را به زینت خویشتن فریفته .

خانه ای نزد خداوند آن خوار و متاعی بی مقدار . حلال آن را به حرامش معجون داشته است ٬ و خوبی آن را به بدی اش مقرون و زندگانی اش را به مرگ آمیخته است٬ و در كاسه ی شهدش ، شرنگ ریخته است .

 خداوند تعالی آن را برای دوستانش نگزید ، و در دادن آن به دشمنانش بخل نورزید . خیر آن اندك است و شر آن آماده . فراهم آن پریشان و ملك آن ربوده و آبادان آن رو به ویرانی نهاده . آنچه ویران گردد ، خانه ی خوبی نیست و به كار نیاید ، و عمری كه چون توشه پایان پذیرد ، زندگانی به شمار نیاید ٬ و روزگاری كه چون پیمودن راه به سر آید ، دیر نپاید . آنچه را خدا بر شما واجب كرده مطلوب خود شمارید ٬ و توفیق گزاردن حقی را كه از شما خواسته ، هم از او چشم دارید ٬ و پیش از آن كه مرگ شما را فرا خواند ، گوش به دعوتش بدارید .

                                                                                                       نهج البلاغه ــ خطبه ۱۱۳

من از چشم تو ای ساقی خراب افتاده ام لیکن
بلایی کز حبیب آید ، هزارش مرحبا گفتیم

۰ ۰ ۰

.. ادامه مطلب کلیک کنید ..

ادامه نوشته