ماجرای سکه
چند هفته ایست ، بنا به دلایلی ، عده ای از
هم وطنان سحر خیز شده و صبح ناشتا، مقابل شعب منتخب بانک ملی صف های طویل
چند صد متری تشکیل می دهند . صف هایی که یادها را به سمت کوپن و کالابرگ
های برنج و روغن دهه ی شصت می کشاند . ایامی که ایران بوی باروت و تفنگ می
داد و مردم چاره ای جز ایستادن در این گونه صف ها و خرید مایحتاج زندگی خود
نداشتند ولی امروز ماجرا چیز دیگریست ! امروز همه از کار و زندگی می زنند
تا ، " سکه " بخرند !
سکه ی طلا . زر . ذهب ( همان طلا ) !

مردمی که همین هفته ی قبل ، یزید و لشکریانش را به چهار میخ کشیده بودند که با زر و سیم کوفیان را فریفتند و سر از بدنِ اولاد پیغمبر بریدند ، امروز 15 ساعت آزگار برای خرید همان سکه و فروش مجدد آن در بازار و سود بردن از این سوداگری و دلال پیشگی ، سَرِپا می ایستند !!!
+ نوشته شده در بیست و پنجم آذر ۱۳۹۰ ساعت 17:17 توسط قدوس
|
تقدیم به خالق متعال , پادشاه آسمانها و زمین . بی نیاز یکتا , زنده ی حاضر . هدایتگر آنکه هدایت خواهد , آمرزنده ی آنکه عفو طلبد.