گاهي به وقايع چند روز اخير و مخصوصا اطلاعات دقيق از راهپيمايي هاي بزرگ مردم در سراسر كشور كه در محكوميت حرمت شكني عاشورا برگزار گرديد، نشانگر نگراني و اعلام اعتراض شديد قاطبه ي مردم به آقاي هاشمي رفسنجاني است.

شعارهاي ويژه و مستقيم و كاملا جدي در مورد آقاي هاشمي كه اين روزها به شعار غالب راهپيمايي ها تبديل شده است، اگر چه تاسف بار است، اما بنظر مي رسد، بيش از هر چيز، از اشتباهات شخص آقاي هاشمي  در اين ايام حكايت دارد.

به هر حال ، مردم و انقلابيون در سراسر كشور، هنوز از عدم عذرخواهي آقاي هاشمي بخاطر نگارش نامه ي توهين آميز خطاب به رهبر معظم انقلاب در آستانه ي انتخابات، بشدت نگرانند.

هنوز اين سؤال جدي در ذهن مردم وجود دارد كه بعد از خطبه هاي تامل انگيز آقاي هاشمي در روز 26 تیر، تاكيد بر همان سخنان غلط در سخنراني روز غدير خم ، با كدام مبنا صورت گرفت.

در وقايع اخير، اين شبهه براي مردم وجود دارد كه بعد از سخنان روز غدير آقاي هاشمي كه در آن، صريحا از به ميدان آمدن زنان در خط مقدم اغتشاشات آينده! خبرداده بود، چگونه با سازماندهي منظم در روز عاشورا، برخي زنان در هسته هاي منظم و سازماندهي شده در تهران و برخي شهرها، نقش ميداني مقابله با نظام را بر عهده داشتند؟


جاي اين سؤال از آقاي هاشمي باقيست كه با وجود شواهد و اسناد موجود، چگونه از پاسخگويي فرزندان خود در مقابل دستگاه قضايي جلوگيري كرده و رسما اعلام مي كند كه : خودم به مهدي گفته ام كه به ايران نيايد؟

واقعا نقش فائزه ي هاشمي در تمامي صحنه هاي اغتشاش بعد از انتخابات چيست؟

سكوت آقاي هاشمي در مقابل فتنه ي عاشورا ، آنهم در حالي كه همه ي ملت ايران اعم از عوام و خواص به صحنه آمده اند، چه پيام و معنايي دارد؟!

سؤال ديگر در اين زمينه آن است كه چرا شبكه ي العربيه ي عربستان كه وابسته به وهابيت حاكمان سعودي است، نقش بسيار پررنگ و جدي را در فتنه ي روز عاشورا بر عهده گرفته و آقاي هاشمي از نفوذ و دوستي ديرينه ي خود با ملك عبدالله براي پايان دادن به اين شيطنت، استفاده نمي كند؟!

و اساسا سؤال مهم و اساسي مردم آن است كه چرا با وجود مشخص شدن ماهيت اصلي سران فتنه اعم از موسوي و خاتمي و كروبي، آقاي هاشمي هيچ اعلام برائتي از آنها نمي كند تا آنها نيز با خالي ديدن دست حمايت آقاي هاشمي، به فتنه انگيزي هاي خود پايان دهند؟...

به هر حال، بنظر مي رسد، آقاي هاشمي براي تمامي اين شبهات و سؤالات ، بايد پاسخي روشن و صريح پيدا كند، وگرنه تداوم اين نگراني و سلب اعتماد عمومي از ايشان، قطعا چشم انداز خوبي را براي ايشان، نشان نمي دهد.