آیت الله خامنه ای

 همه انسان‌ها براي بندگي خدا آفريده شده‌اند. اگر چنين مسيري درست ترسيم شود و انسان راه مستقيم بندگي را بپيمايد، به رتبه جانشيني خداوند مي‌رسد.
از همان آغاز خلقت اين راه ترسيم شد. روز آغاز آفريده شدن آدم، روز آغازين رسالت نيز بود؛ تا آدم به عنوان الگو و رهبر و راهنما، راه بندگي را براي رسيدن انسان به خليفه` اللهي ترسيم كند.
از آدم تا خاتم، يكصدوبيست و چهار هزار پيامبر براي هدايت بشر آمدند تا انسان را به همين راه بخوانند.
غدير سرآغاز ديگري شد تا امامت در ادامه راه انبياي الهي، دعوت‌كننده بشر به همان راهي باشد كه پيامبران، انسان را به آن راه فرا خوانده‌اند.
فقها نيز در عصر غيبت، تداوم‌بخش راه انبيا و اولياي الهي شدند و همان اختيارات پيامبر(ص) و ائمه معصومين(ع) به آنان داده شد، تا بشر به ولايت فقها در امتداد ولايت ائمه پي ببرد و بداند ولايت فقيه جزء اصول دين است و همان‌گونه كه ايستادن در برابر پيامبر و امام، ايستادگي در برابر راه خدا و مسير كمال بشريت است، عدم توجه به حكم ولي فقيه نيز همان حكم را دارد.
اگر انسان بخواهد به مقام جانشيني خداوند برسد، راه همان راهي است كه از آغاز خلقت تا به امروز ترسيم شده است. بايد از پيامبران و ائمه و ولي فقيه تبعيت كرد. محور “رهبري” است. در عصر پيامبران و امامان، آن‌ها رهبر و الگويند. در عصر غيبت كبري نيز، فقها، بار رهبري را بر دوش مي‌كشند و امروز همه موظفيم كه تابع ولي فقيه زمان؛ حضرت آيت‌ا... العظمي خامنه‌اي باشيم.
از روز نخست يك دستور داده شد كه بايد ولايت‌محور بود. ولي را هم او مشخص كرد و فرمود بدون مربي نمي‌شود به هدف رسيد. از همان روز، شيطان، خود‌محوري را ترسيم كرد تا براي شكستن ولايت‌محوري، شيطان‌محوري و خودپرستي ملاك قرار گيرد. هر كسي در برابر ولايت‌محوري ايستاد، شيطان‌پرست و خودپرست شد و هر كس با ولايت همراه شد، خدا‌پرست گرديد.
تفاوتي ميان نمرود و فرعون و ابوسفيان نيست. فرقي بين ابوجهل و معاويه و يزيد و هارون و مأمون نيست. شايد در رتبه‌ هواپرستي و شيطان‌پرستي، پايين و بالا شود؛ اما همه در برابر راه و فرمان خدا ايستاده‌اند.
فرمود به كوچكي گناه نگاه نكن، ببين چه كسي را نافرماني مي‌كني. در اين تمرد، هم گناه بزرگ است و هم خدا نافرماني شده است. تفاوتي در اين ايستادگي، بين متمردين دستورات پيامبران و ائمه يا متمردين از دستورات ولي فقيه زمان نيست. هر فرد در برابر هر يك از رهبران الهي بايستد و با آن‌ها مبارزه كند، در حقيقت با فرمان خدا به ستيزه برخاسته است. چه اين‌كه فرمانبري از ولي فقيه، همان ولايت‌مداري در عصر علي(ع) و پيامبر(ص) را براي فرد به اثبات مي‌رساند.
عامل نافرماني دين‌ستيزان در ديروز با امروز چه تفاوتي دارد؟ آن‌ها به علت خودمحوري، شخصيت‌پرستي، شيطان‌خواهي، قدرت‌طلبي، ثروت‌اندوزي، قوميت‌گرايي، وابستگي به زن و فرزند و اقوام و توسعه دنياي خويش، به جنگ با حق و ولايت‌محوري برخاستند، امروز نيز همين ويژگي‌ها فرد را در مقابل ولايت و حق و حقيقت قرار داده است.
عوامل ايجاد فتنه در ديروز با امروز فرق نكرده است. چه اين كه عوامل پيوند با ولايت نيز همان است. امروز براي ولايت‌مداري و ولايت‌محوري، نيازمند ايمان و تقوا و تعهد و بصيرتيم؛ ديروز هم به همين‌ها نياز داشتيم و داشتند.
حتي بلعم باعور مستجاب الدعوه، وقتي از موسي جدا مي‌شود، خداوند او را حيوان خطاب مي‌كند. هر كس با نگاه به ديروز، بدون بصيرت پشت سر بلعم بدود، مورد خطاب است. هر كس بدون نگاه به امروز، در كنار زبير در جنگ جمل بايستد، با حق گلاويز شده و حكمش روشن است.
از ديروز تا امروز، يك راه ترسيم شد. همه بايد به ريسمان الهي چنگ بزنند. ريسمان الهي با همان اوليا و ولي‌فقيه زمان است. همه بايد پا به بي‌راهه نگذارند. بي‌راهه؛ مسير حركت شيطان و خودپرستان و خودخواهان و متكبران است. تفاوتي ندارد قابيل متكبر باشد يا نمرود يا فرعون يا ابولهب و ابوجهل و ابوسفيان يا معاويه و يزيد يا محمدرضا پهلوي و صدام يا منافقين و نهضت آزادي‌ها يا اغتشاشگران از امام بريده و به هوا وصل شده. نتيجه حركت همه آنان ايستادگي در برابر فرمان و راه خداست.
دقيقا به همين علت است كه ما معتقديم “كل يوم عاشورا”؛ هر روز عاشوراست. هر كس امام و رهبر حق را حمايت كند، مثل همان است كه پيامبر(ص) را همراهي نموده است.
پيامبر(ص) براي بهترين يارانش چه فرمود. سلمان از ماست. علي(ع)، مالك و عمار را چگونه خطاب مي‌كرد. مهدي فاطمه‌(ع)، مدال ولايتمداري را بر سينه علي‌بن‌مهزيار چسباند.
براي سلمان و مالك و عمار شدن، براي ميثم تمار شدن و پاي حق ايستادن تا بالاي دار، براي علي‌بن‌مهزيار شدن، يك راه وجود دارد. راه همان راه خدامحوري است. راه همان راه ولايت‌محوري است. هر كس در برابر اين راه بايستد، خودمحور است. هر انسان خودمحور، درجرگه شيطان و دشمن قرار دارد. بايد خود را از اردوگاه دشمن بيرون بكشد و به عرصه خدامحوري و ولايتمداران بپيوندد.
در آستانه غديريم، بياييد تا بر گرد محوري كه علي زمان آن را هدايت مي‌كند، بچرخيم. به محرم و عاشورا نزديك مي‌شويم،‌ بياييد سري به اردوگاه حسين فاطمه بزنيم و حسين‌محور شويم. بياييد ابراهيمي زندگي كنيم؛ مثل يك بسيجي كه بر گرد محور امام خميني مي‌چرخيد و امروز همه دار و ندارش را به پاي پرچم خامنه‌اي مي‌ريزد.
بياييد يك بار ديگر انگيزه خلقت را مرور كنيم و براي هميشه تصميم بگيريم تا خدا‌محور باشيم و از هر چه جز آن، ببريم و تسليم خواهش‌هاي دروني نشويم. براي رسيدن به اين حقيقت، بصيرت خود را بالا ببريم تا هرگز از رهبري جدا نشويم و بر گرد محور ولايت بچرخيم.بري جدا نشويم و بر گرد محور ولايت بچرخيم.