هفته بسیج

‌شناخت بسيجي در وضعيت كنوني و آينده از ضروريات بزرگي است كه در سرنوشت سامان دادن به كشور، ترويج اسلام ناب و تداوم راه مقدس انقلاب و امام راحل (سلام‌ا... عليه) نقش تعيين كننده دارد. ملاك و مبنا براي معرفت بسيجي، تفكر بسيجي است كه مي‌تواند ما را به گوشه‌هايي از حيات معنوي او رهنمون و ماهيت و شخصيت واقعي اين انسان معنوي و الهي را روشن سازد. در اين نوشتار كه به قلم سرلشكر بسيجي دكتر فيروزآبادي رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح به رشته تحرير درآمده ويژگي‌هاي بسيجي مورد بررسي و كاوش قرار گرفته است.

تفكر بسيجي با اوصاف اعجاب‌آورش چيزي نيست جز برنامه بي‌نظير توحيد وعدالتخواهي وشاخصه‌هاي آن چنين است:

1- پيوند و بيعت با ولايت: ‌از محمد(صلي‌ا... عليه وآله) و علي(عليه‌السلام) تا مهدي(عج) و در زمان غيبت با ولايت فقيه.

2- ايمان و اخلاص: ‌تفكر بسيجي بيش از هر چيز بر ايمان خالص و محض به غيب مبتني است؛ ايمان به ا... با همه اسما و اوصاف جمال و جلالش بدون ذره‌اي ترديد يا شرك.

3- حريت در عبوديت: در اين مكتب، بندگي نه از روي طمع و نه از روي خوف، بلكه از روي آزادگي و عشق به معبود است؛ همان‌گونه كه اميرمؤمنان(ع) در وصف خويش بيان فرمود، لذا بسيجي بنده رب است نه بنده زر و زور؛ چه او شرافتمندتر از اين است كه غير از اين باشد.

4- اطاعت آگاهانه: از آن‌جا كه بسيج در اصل خود تبلور آيه شريفه «اطيعواا... و اطيعواالرسول و اولي الامر منكم» (نساء 59) است، بدون ترديد اطاعت و فرمانبرداري آگاهانه در تفكر بسيجي جايگاه منحصر به فردي را به خود اختصاص مي‌دهد، زيرا در تفكر بسيجي عنايت نهايي براي انسان، كسب رضايت معبود است و چنين غايتي جز با فرمانبرداري مطلق از اوامر الهي كه همانا عمل به تكليف معين شده از سوي امام و ولي فقيه در زمان غيبت است، حاصل نمي‌شود.

اطاعت از فرماندهي از بديهي‌ترين ويژگي‌ها و آشناترين شاخصه‌هاي رزمندگان است كه يك روز نداي هل من ناصر حسين زمانه را با ترك مال و منال و جاه و مقام و درس و مدرسه پاسخ دادند و روز ديگر جام زهر پذيرش قطعنامه را به امر فرمانده عزيزشان بر خويش گوارا كردند و سپس بلافاصله براي خرد كردن دندان تهاجم خائنان منافق و صدام پليد «مرصاد» را آفريدند و ثابت كردند كه انعطاف‌پذيري در برابر فرمان حق، خصلت خاص همه صاحبان تفكر بسيجي است.

5- عدالتخواهي: از مهم‌ترين ويژگي‌هاي تفكر بسيجي عدالتخواهي همه جانبه است در همه ابعاد اجتماعي، حقوقي، اقتصادي، سياسي و اخلاقي.

بسيجي تفسير عدالت علي(عليه السلام) است كه به قيمت تمام جهان حاضر نيست به قدر گرفتن پوست جويي از دهان مورچه‌اي به كسي ستم كند اگرچه آن كس دشمن او باشد.

بسيجيان به حكم “كونوا قوامين ... شهداء بالقسط...”‌(مائده، 8) قائمان به قسط هستند و بدكاري هيچ قومي آن‌ها را به ستمكاري نمي‌كشاند. خودداري رزمندگان ما از مقابله به مثل با جنايات صدام عليه مردم از همين تعهد ناشي مي‌شد.

6- ظلم‌ستيزي: بسيجي مصداق فرياد عادل‌ترين مظلوم و مظلوم‌ترين عادل خلقت يعني فرياد «كونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا» اميرمؤمنان (عليه‌السلام) است. بسيجي فرمانبردار امامي است كه فرمود:‌”ما تا آخر در كنار مظلومان جهان مي‌ايستيم و با ظالم مي‌جنگيم” يعني ما تا فناي فتنه در جهان مجاهده مي‌كنيم (انفال، 39) و در ميدان مبارزه با ظلم، لبه تيز شمشير خود را متوجه ريشه همه مظاهر فرهنگي، حقوقي، اقتصادي، سياسي و اجتماعي ستمگران مي‌كنيم و تا قطع تمامي آن ريشه‌هاي متعفن از پا نخواهيم نشست.

7- شهادت‌طلبي عاشقانه: اشتياق غرقه شدن در خون خود همواره بزرگ‌ترين آرزوي اولياي الهي بوده است و «فزت و رب الكعبه» زبان حال همه عاشورائياني است كه يك عمر استغاثه براي توفيق شهادت در راه خدا را پيشه خود مي‌ساختند و در انتظار آن بيتابانه لحظه‌شماري مي‌كرده‌اند.

داستان پيشي گرفتن اصحاب امام حسين(عليه‌السلام) در ميدان كربلا و رزمندگان ما در ايام دفاع مقدس علاوه بر اثبات اين حقيقت شگرف، گوياي اوج ازخودگذشتگي و كمالي است كه از آشكارترين ويژگي‌هاي تفكر بسيجي است.

8- ايثارگري كريمانه: ‌هرچند ايمان خالص به غيب، اين باور را كه انسان هرچه را در اين دنياي مادي در راه خداوند از دست بدهد در واقع حقيقت آن را در اعلا مرتبه‌اش به دست آورده است، در تفكر بسيجي ايثارگري معناي گسترده‌تري دارد و آن از خودگذشتگي است به تمام معنا. همه چيز براي رضاي خداوند در طبق اخلاص گذاشته مي‌شود.

چنين تفكري انسان را تا آن اندازه متعالي مي‌كند كه حاضر مي‌شود در گمنام‌ترين وضعيت دنيوي در اوج بي‌توقعي و وارستگي از همه چيز خود بگذرد و چون حسين(عليه‌السلام) با زمزمه “رضا برضاك”‌پاي در ميداني مي‌گذارد كه در نظر خلايق چيزي جز دام بلا و مصائب نيست.

9- زهد و قناعت: پس از روشن شدن ارتباط عميق ايثارگري با تفكر بسيجي ديگر نمي‌توان آن را منهاي زهد و قناعت تصور كرد زيرا اساس اين تفكر بر چيزي است كه حتي سايه رفاه‌طلبي، راحت‌طلبي، شكمبارگي، اسراف، تبذير، تجمل‌پرستي و دنيادوستي در قاموس آن راه ندارد.

تفكر بسيجي اين است كه كوله بار زهدي علي‌وار، توشه‌اي از ساده‌ترين طعام‌ها و سرپناهي از بي‌تجمل‌ترين بناها و پوشاكي از مردمي‌ترين پوشش‌ها را به همراه دارد.

بسيجي هنوز تصوير خانه گلي علي (عليه السلام) و اتاق كوچك امام خميني(ره) و حسينيه بي‌تجمل جماران را بر لوح دل خويش دارد و مي‌داند كه تفكر بسيجي يعني عزم راسخ مبارزه و اين عزم همان‌طور كه امام بسيجيان فرمودند با رفاهطلبي و راحت‌طلبي هرگز سرسازش ندارد.

10- تواضع و صميميت: اصولاً آن‌چه بوي تكبر و خودبيني مي‌دهد هزاران سال از فرهنگ متعالي بسيج و تفكر بسيجي فاصله دارد، زيرا بسيجي پيش از هر چيز همه سدهاي منيت و خودبيني را در هم شكسته است. او در ميان اسماي الهي محو و در ميان بندگان خدا ناشناس است. او علو و مرتبت را از آن خدا مي‌بيند و اسوه‌اي دارد كه هرگاه تازه واردي بر جمع او و يارانش وارد مي‌شد، نمي‌توانست بدون راهنمايي ياران ديگر او را از ديگران بازشناسد (سنن النبي علامه طباطبايي) او سردار رشيدي چون مالك‌اشتر داشته است كه از شدت تواضع،جاهلان بر او جسارت مي‌كردند و او با كرامت آنان را دعا مي‌كرد.

او امامي دارد كه وقتي استقبال‌كنندگان لجام اسب او را ‌كشيدند و در ركاب او ‌دويدند، به خشم آمد و بر آنان خروشيد كه اين رسم نه شايسته اميرمؤمنان است كه خودمشي اهل ايمان را مشي تواضع مي‌داند.

11- شجاعت و دلاوري: ‌حركت شجاعانه پيامبراكرم(صلي ا... عليه و آله) در صفوف مقدم نبرد با دشمنان، مبارزه يك تنه حضرت امير(عليه السلام) با قوي‌ترين پهلوان عصر خويش آن‌جا كه يك ضربت او بر همه عبادات جن و انس برتري يافت و ايستادگي شجاعانه مظلومان كربلا در برابر سپاه بي‌شمار قساوت‌پيشگان يزيدي همه و همه برگ‌هاي زريني از پرونده درخشان شجاعت‌هاي اعجاب‌انگيز تربيت‌شدگان مكتب اسلام ناب يعني تفكر بسيجي است. نبرد تن با تانك، نبرد نوجوانان دريادل بسيجي با رزمديده‌ترين فرماندهان دشمن و نبرد پابرهنگان جانباخته با ميدان‌هاي بي‌ترحم مين و انفجار، پيشروي به قلب دشمن زيرباران آتش دشمن و بالاخره نبرد بدن با فولاد و آتش، جملگي آثار انكارناشدني تحولي هستند كه تفكر بسيجي در همه معيارهاي محاسباتي انسان مؤمن پديد آورد.

سرگذشت فرماندهان شهيد كه به‌مانند ستارگان درخشاني آسمان مصفاي انقلاب اسلامي را منور كرده‌اند، گواهان صادق اين حقيقتند كه تفكر بسيجي محرك مقدسي است كه همواره بهترين‌ها را مشتاقانه به سوي سهمگين‌ترين ميدان‌هاي مبارزه و نبرد سوق مي‌دهد. شهيدان گرانقدري مانندچمران، خرازي، حاج همت، باقري، باكري‌ها، ميثمي، چراغي، كريمي، بروجردي، شفيع‌زاده، زين‌الدين و... الواح زرين دفتر عشق و شهادت و مكتب تفكر بسيجي هستند.

12- صلابت و كوبندگي: تفكر بسيجي آن‌گاه كه دفاع از كيان اسلام و عزت مسلمين و حقوق مستضعفين در ميان باشد، صيقل‌دهنده شمشير عدالتجو و ظلم‌ستيز رزمندگان و استحكام‌بخش گام‌هاي استوار همراهان و ياران رسول‌ا... خواهد بود. چه اينان در كنار رسول‌ا...(صلي‌ا... عليه و آله) اشداء علي الكفار (فتح، 21) هستند و نامشان چون نام مولايشان لرزه بر اندام منحرفان و مفسدان مي‌اندازد.

اينان احياگر خاطره رشادت‌هاي اميرمؤمنان و فرمانده دلاورش مالك و فرزند شهيدش عباس علمدار هستند و اينان كساني بودند كه يك تكبير آنان شيرازه سپاه دشمن را از هم مي‌گسيخت و گروه گروه از آنان را ذليلانه به شكست و اسارت وا مي‌داشت.

اينان فرزندان خميني(رحمه‌ا... عليه) بودند كه چون ابراهيم با نداي تكبير بت‌هاي شرق و غرب را در هم كوبيدند و مستكبران را به عجز و ذلت كشاند.