ابوسفيان به فکر تجديد قواست!

از سال‌ها پيش بنيادها و مؤسسات متعددي توسط سرويس‌هاي جاسوسي و ديگر نهادهاي حکومتي کشورهاي غربي به‌ويژه امريکا به‌وجود آمده‌اند که طبق يک تقسيم کار سازماني و متمرکز مأموريت‌هاي مختلفي را با هدف مشترک در اجراي پروژه کودتاي مخملي براساس دستورالعمل‌هاي «جين شارپ» به‌عهده گرفته‌اند.

بنياد سوروس، بنياد راکفلر، بنياد فورد، بنياد جرين، بنياد ايرانيکا، بنياد علوم انساني، بنياد سيرا، بنياد کيان، بنياد اعانه ملي براي دموکراسي، بنياد مطالعات ايران، بنياد فرهنگي ناتو براي ايران، نهاد ابتکار مشارکت خاورميانه، خانه آزادي، شوراي روابط خارجي امريکا، انجمن سياست خارجي آلمان و مرکز مطالعات دموکراسي انگليس از آن جمله‌اند.

يکي از اين مؤسسات و بنيادها، متعلق به کشور امريکاست و در اسرائيل مستقر مي‌باشد و در زمينه مطالعات رسانه‌اي خاورميانه فعاليت مي‌کند.(1)

اين مؤسسه، پروژه‌اي را دنبال مي‌کند که هدف آن حمايت از اصلاح‌طلبان دنياي اسلام؛ از جمله ايران است. مسؤول اين پروژه يکي از افسران قديمي اطلاعات ارتش اسرائيل است. وي مي‌گويد: «هدف ما اين است که تفکراتي مانند تفکرات عبدالکريم سروش را در ايران پرورش و ترويج دهيم.»

ادامه نوشته

فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ

رویدادهای اخیر در تونس ، مصر ، عربستان ، لبنان ، یمن ، اردن و ... گویای این حقیقت است که جمعیت غالب جهان اسلام حرکت خود را در جهت تحقق و عملی شدن آرزوی دیرین امام خمینی ( ره ) در زمینه ی " صدور انقلاب اسلامی " و " خیزش پابرهنگان جهان بر علیه ستمکاران " آغاز کرده است .

پیش بینی آن روزهای امام نه از روی احساسات انقلابی بود و نه از روی بلوف زنی های سیاسی چرا که اگر این چنین بود جهان غرب را واهمه ایی از خمینی کبیر نبود و برای ما – و حتی هفت نسل بعد از ما -  امکان مشاهده ی چنین روزهای پر عظمت و باشکوهی میسر نبود. بارها بر این نکته تاکید کرده ایم که امام خمینی رهبری الهی بود نه سیاسی ؛ که اگر این چنین نبود مسیر تاریخ را تا این حد تغییر نمی داد و در خشت خام ، نمیدید اتفاقاتی را که بقیه در آیینه هم ندیدند.
کارل مارکس ( پیامبر مارکسیستهای جهان ) نیز دم از صدور انقلابهای پرولتاریا زد و رویای تشکیل حکومت جهانی دهقانان را در سر پروراند تا جایی که اندیشه اش یک سوم جمعیت جهان را فرا گرفت و زندگی توده ی مردم را متاثر نمود . در حالی که اندیشه های انقلابی مارکس عاری از هر گونه معنویتی بود و تنها بر عامل تحریک احساسات فقرا بر علیه اغنیا بنا شده بود ، و هیچ ایده ایی برای سعادتمندی کارگران انقلابی که سراب خوشبختی و رهایی از چنگال بورژوازی آنها را مسخ کرده بود ، نداشت و نهایتا جمهوری های وحشتی بنا کرد که کره شمالی حال و شوروی سالهای نه چندان دور نمونه بارز و بالفعل آن بودند و هستند .
و در مقابل اندیشه های انقلابی امامِ خمینی از متن قرآن استخراج شده و  رنگ بویی خدایی دارد و مگر نه این است که خداوند می فرماید :

" وَمَنْ یتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ "و کسانی که ولایت خدا و پیامبر او و افراد با ایمان را بپذیرند، پیروزند؛ (زیرا) حزب و جمعیت خدا پیروز است.سوره ی مبارکه المائده آیه ی 56
اگر تا اکنون " کمونیسم " تنها مکتب انقلابی و ضد امپریالیستی جهان به شمار می رفت و غرب بدان به چشم تهدیدی خطرناک می نگرسیت ، زین پس این ندای اسلام ناب محمدیست که لرزه بر اندام غرب خواهد انداخت و مهره هایشان را یکی پس از دیگری " ناک اوت " خواهد کرد .

دیروز محمد رضا ؛ شاهنشاه ایران و امروز حسنی مبارک ؛ فرعون مصر !