یقین به وقت فتنه

غبار فتنه از هر سو به هوا برخاسته است. علائم فتنه اكنون در محيط سياسي ايران پديدار است. اين را به روشني مي توان ديد. فتنه گران ديگر حتي چهره خود را هم نمي پوشانند. ضرورتي ندارد. فتنه گري آسان شده است. شبهه ظاهرا عرصه را بر حقيقت تنگ كرده؛ در اين ميانه كساني راه را گم كرده اند و كساني ديگر هم درمانده شده اند كه از كدام سو بايد رفت. حيله دشمن با شفقت دوست درآميخته است. دور، دور منافقان است كه فرمود: «اذا لقوا الذين آمنو قالوا آمنا و اذا خلوا الي شياطينهم قالوا انا معكم». دستور است كه به هنگام فتنه بايد احتياط ورزيد و جز به يقين عمل نكرد. يقين امروز ما چيست؟


قبل از هر چيز واضح است كه تمام توفيقات ايران چه در بخش دولتي و چه در ديگر بخش هاي نظام تقريبا به طور مستقيم محصول تدبير، هدايت و نظارت رهبري بوده است و به همين دليل دشمنان ايران اكنون آشكارا روي اين تنها نقطه قوت زوال ناپذير نظام تمركز كرده اند. اين موضوع البته جديد نيست. سال هاست كه قدرت هاي طمع كرده در ايران فهميده اند تا خيمه ولايت فقيه در ايران افراشته است، قادر به وارد آوردن هيچ ضربه اساسي به آن نخواهند بود و به همين دليل اكنون تمام توطئه ها و دسيسه هاي خود را به آن سو جهت داده اند. در ماجراي انتخابات اخير رهبر حكيم ايران زودتر از هر كس فهميد و به ملت گفت كه برخي به انتخابات نه به عنوان فرصتي براي مشاركت در يك فرآيند سياسي درون نظام، بلكه به مثابه «قلب يك فتنه» مي نگرند. طرح پيشاپيش بحث «تقلب قطعي» از جانب يك گروه سياسي خاص و همزمان با آن سازماندهي وسيع هواداران در قالب مجموعه هايي با عنوان سازمان راي كه در ايام نزديك به انتخابات به اردوكشي خياباني منجر شد، نشان از آن داشت كه كساني روي انتخابات به عنوان فرصتي براي انجام يك «كار ديگر» حساب مي كنند و به دست گرفتن دولت هدفي ثانوي و شايد هم مجازي است. پيش بيني اين فتنه را قبل از هر جا در سخنان آقا مي توان ديد. همان موقع اين سوال پيش آمد كه اگر كساني وقوع تقلب در انتخابات را قطعي مي دانند، پس چرا با اين شدت و حدت براي حضور در انتخابات در حال برنامه ريزي و تلاشند؟! قصه وقتي جالب تر شد كه بعضي از چهره هاي شناخته شده اصلاح طلب بازي مشكوك و دوگانه اي را آغاز كردند. از يك سو در محافل خصوصي و گپ و گعده هاي حزبي، مكررا و به صراحت تمام مي گفتند كه كانديدا شدن موسوي «دفن اصلاحات» بوده و او را ملامت مي كردند كه با از ميدان به در كردن خاتمي «خيانتي تاريخي» به اصلاحات كرده است، و از سوي ديگر با مراجعه پي در پي به او، به شيوه هايي بعضا محيرالعقول در گوش او مي خواندند كه پيروزي در انتخابات قطعي است، كار احمدي نژاد تمام است، احمدي باي باي و ...! اين بازي تا روز انتخابات ادامه داشت. ظهر روز انتخابات بعضي از سران حزب مشاركت و سازمان مجاهدين با دريافت اخباري از سراسر كشور كه از باخت قطعي موسوي حكايت مي كرد، سراسيمه و هراسان به ويلاي قيطريه رفتند اما خروجي جلسه آنها اين بود كه بروند و پيروزي را به موسوي تبريك بگويند و عصر همان روز هم اين كار را كردند!
تامل در مجموعه اين مسير نشان مي دهد شايد بتوان گفت خود موسوي براي پيروزي در انتخابات وارد صحنه شده بود اما بخش بزرگي از اطرافيان او و مشخصا اعضاي مركزي احزاب كارگزاران، مشاركت و سازمان مجاهدين كه اتفاقا تمامي آنها بعد از انصراف خاتمي با اكراه و انزجار تمام و فقط از سر ناچاري به موسوي پيوستند هدف ديگري داشتند و «فتنه» دقيقا همين جا شكل گرفت. اين عده از مدت ها قبل مي دانستندكه نه موسوي بلكه هيچ كس ديگر توان پيروزي در اين انتخابات بر احمدي نژاد را ندارد و او راي خود را در اثر 4 سال تلاش بي وقفه پيشاپيش از مردم محروم و دردكشيده گرفته است. از ديد اين عده -كه در ائتلافي استراتژيك با طرف خارجي براي برنامه ريزي هاي آينده شان به سر مي بردند- حال كه پيروزي در انتخابات ممكن نيست، بايد ظرفيت هاي موسوي را به سمت ديگري سوق داد. ضرورتي نداشت اين پروژه براي موسوي باز شود و نشد. او بايد تصور مي كرد در حال مبارزه انتخاباتي است و قطعا هم پيروز خواهد شد، منتها مسيري كه براي او چيدند در واقع نه مسير رقابت انتخاباتي بود و نه قرار بود به پيروزي ختم شود. درست برعكس، اين عده به موسوي به عنوان فرصتي براي راه انداختن يك فتنه براي «اعتماد زدايي از مردم در داخل، و مشروعيت زدايي از دولت آينده در خارج» نگاه مي كردند و اين شدني نبود الا اينكه موسوي انتخابات را ببازد و بعد اولا با توجه به روحيه اي كه از او سراغ داشتند و ثانيا با اتكا به زمينه اي كه پيش تر درباره حتمي الوقوع بودن پيروزي ساخته بودند او را به عرصه نزاع خياباني با نظام بكشانند و ...


مسيري كه مهندس موسوي در چند ماه منتهي به انتخابات طي كرد مسير پيروزي نبود. همان ايام كساني از دوستداران او با تعجب مي گفتند براي پيروزي بايد كارهايي كرد كه مهندس نمي كند و كارهايي نبايد كرد كه اتفاقا هر روز از او سر مي زند! طرح پيشاپيش و جدي بحث تقلب، به راه انداختن كميته هاي صيانت از آرا، سازماندهي وسيع جوانان هوادار در قالب هاي مختلف و به خيابان آوردن آنها چند هفته قبل از انتخابات، ايجاد آشوب هاي خياباني و امتناع از حتي يك موضع گيري صريح عليه كساني كه به نام اصلاحات و حمايت از او به مردم عادي و اموال عمومي آسيب مي زدند، نشست و برخاست با گروه هايي كه نه فقط با دولت بلكه با اساس انقلاب هم مسئله دارند، اختصاص رنگ سبز به هواداران، اعلام پيروزي قطعي در انتخابات در حالي كه هنوز راي گيري ادامه داشت آن هم در حضور خبرنگاران خارجي و بعد از انتخابات هم راه اندازي تجمعات خياباني غير قانوني و ايجاد فرصت و زمينه براي دشمنان تا ماهي غرض خود از آب گل آلود فتنه صيد كنند. اين روند هيچ شباهتي به رفتار كسي كه خود را بخشي از نظام سياسي و متعهد به چارچوب هاي آن مي داند و مشغول يك رقابت سالم است، ندارد. برعكس، دقيقا شبيه رفتار كسي است كه مي خواهد با اساس سيستم سياسي درگير شود.


نكته اي كه اين تئوري را تقويت مي كند اين است كه تمام آن سازماني كه براي موسوي ساخته بودند و به او مي گفتند بناست اعجاز كند، بعد از انتخابات به هيچ درد موسوي نخورد بلكه كاملا در اختيار پروژه افراطيون قرار گرفت. نمونه واضح داستان سازمان راي و كميته هاي صيانت از آراست. اين كميته ها كه در سراسر كشور جمعيتي بيش از 40 هزار نفر را شامل مي شد قرار بود اسناد و مدارك و گزارش هاي مربوط به تخلف درانتخابات را جمع آوري كند. اكنون بهانه اطرافيان موسوي اين است كه با قطع شدن سيستم پيامك اين مجموعه نتوانست كار خود را انجام دهد. اين البته توجيهي مضحك بيش نيست. اعضاي كميته هاي صيانت از آرا كه سايت رسمي مهندس موسوي عصر روز انتخابات نوشت در 80 درصد صندوق ها حضور دارند و مطابق آمار رسمي وزارت كشور تعداد آنها 40600 نفر بوده، قلم و كاغذ كه همراه داشته اند و اگر آن روز به دليل قطع شدن سيستم پيامك نتوانستند گزارشي به بالادستي هاي خود ارسال كنند، فرداي آن روز حتما مي توانستند گزارشات مكتوب خود را به ستاد موسوي ارائه كنند. در اين صورت اگر هر عضو اين كميته ها فقط يك برگ مي نوشت ستاد موسوي كه ادعا مي كند بيش از 10 ميليون تقلب در انتخابات صورت گرفته لااقل بايد بالاي 40000 برگ گزارش در اختيار مي داشت، و حال آنكه از سوي اين ستاد بيش از چند ده صفحه به مراجع رسمي ارائه نشد. آيا آقاي موسوي هيچ از خود پرسيده است كه هزاران نفر اعضاي كميته هاي صيانت از آراي ايشان پس چه مي كرده اند كه فرداي انتخابات نتوانستند هيچ كمكي به او براي اثبات ادعاي بزرگ تقلب ميليوني بكنند و نهايتا هم به لطيفه هايي مانند اينكه «به عملكرد دولت قبل از انتخابات اعتراض داريم نه به خود انتخابات» متوسل شدند؟! اين پرسش جواب روشني دارد. آقاي موسوي بايد توجه كنند كه اعضاي اين كميته ها اساسا انگيزه اي براي انجام وظيفه واقعي خود نداشتند و روز انتخابات هم در بسياري از حوزه ها در آستانه غروب فراخوانده شدند تا به عنوان ليدرهاي سازمان آشوب عمل كنند؛ ظاهر قضيه صيانت از آرا بود و باطن آن تدارك براي به وجود آوردن نيروهايي كه بتوانند اعتراضات كف خيابان را رهبري كنند.
نتيجه اين است كه موسوي از ابتدا در دام قرار داشت. دامي كه برايش پهن كردند اما آن را به شكل منزلگهي نيكو آراستند و او در آن اقامت كرد در حالي كه تصور مي كرد همه چيز به جانب امن و آسايش سير مي كند و حال آنكه باطن قضيه نقشه اي پيچيده بود. اين آن چيزي است كه نامش را «فتنه» نهاده ايم. كيد و مكر پيچيده در زرورق واقعيت. اين فتنه را قبل از هر كس مولاي ما ديد و اگر نبود مجموعه تدابير رهبري قبل و خصوصا بعد از انتخابات بي گمان ابعاد آن بسيار فراتر از آن مي رفت كه اكنون هست. از اين حيث همه ما و خصوصا دولت وامدار و مرهون عنايت و تدبير آقاست. از اين به بعد هم تنها يك راه وجود دارد كه فتنه ها خاموش شود و كيد دشمنان به خود آنها برگردد و آن تبعيت از امر رهبري است كه به هنگام فتنه عين يقين است.

حفاظت از رکن رکین انقلاب

 

در نظام جمهوري اسلامي، هيچ اصل و جايگاهي به اندازه ولايت فقيه، نقش آفرين و تاثير گذار نيست و موقعيت بسيار مهم و اساسي اين نهاد در هدايت انقلاب و ايجاد وحدت بين ملت ايران و نااميد ساختن دشمنان، همواره در درجه ي اول اهميت قرار داشته است.
پرمسلم است كه وجود چنين جايگاهي در نظام اسلامي ما ، مورد كينه و عداوت معاندان و دشمنان داخلي و خارجي نيز قرار داشته و با تمام قوا و در مقاطع مختلف، به تضعيف و حمله به اين جايگاه مقدس، روي آورده اند.
در وقايع قبل و بعد از انتخابات اخير نيز ، به وضوح ، هدف گيري اصلي دشمنان نظام در تضعيف موقعيت ولايت و رهبري نظام اسلامي كاملا مشهود بود، هر چند كه در اين مقطع بسيارمهم، برخي از خواص ، حساسيت موضوع را آنگونه كه بايد، درك نكرده و براي دفاع از ولايت، كه ستون و پايه و اساس نظام اسلامي و حتي مايه ي بقا و دوام خود آنها نيز هست، آنگونه كه شايسته بود ، به ميدان نيامدند!
                                                                                          


اما موضوع مهم و قابل توجه در روزهاي اخير، رويكرد عريان و صريح برخي مخالفان و دشمنان ، عليه رهبري معظم انقلاب است كه اين بار به خيال باطل خود، پس از خالي انگاشتن ميدان دفاع خواص از رهبري، گستاخي و هجوم جديدي را نسبت به ايشان، آغاز كرده اند:
  در روزهاي پس از انتخابات، عواملي شناخته شده، با تهيه ي نامه اي موهن، بدنبال جمع آوري امضاء و ايجاد فتنه اي عليه رهبر معظم انقلاب بودند.
  اكثر رسانه هاي بيگانه، مخصوصا تلويزيون آمريكا و انگليس و راديو اسرائيل، در روزهاي اخير با پخش مصاحبه و ويژه برنامه هايي، تمام توان خود را براي تضعيف و حمله به رهبر عزيز انقلاب و مجلس خبرگان بكار گرفته اند. 
  آقاي حسينعلي منتظري كه سابقه ي نافرنماني از حضرت امام(ره) و دلخون كردن آن بزرگوار و حمايت از منافقان و نفوذي ها و سخنراني دشمن پسند 13 رجب سال 76، سالها وي را به انزوا كشانده بود، در روزهاي اخير با صدور فتوايي ، شرط ولايت و جايگاه رهبري نظام اسلامي را درگرو گردن گذاشتن به پيمان ها و معادلات استكباري دانسته ! و با گستاخي، جايگاه ولايت فقيه را فاقد مشروعيت دانسته است. فتواي وي در سطح گسترده اي توسط كديور ، سروش، عوامل نهضت آزادي و رسانه هاي آمريكا و انگليس، منتشر و تكرار گرديد.
  هادي غفاري، از عناصر چپ تندروي ابتداي انقلاب، كه انتساب وي به توليد جوراب هاي نازك و برخي مواضع خاص، سالها وي را منزوي ساخته بود، بتازگي در حضور آقاي كروبي و چند تن از همفكرانشان، سخناني زشت و توهين آميز را خطاب به رهبر معظم انقلاب بيان كرده و اين سخنراني ، در مقياس وسيعي از روش هاي مختلف،توزيع شده است.
 در كنار اين وقايع، كم توجهي و بعضا بي اعتنايي برخي كانديداها و عناصر سياسي به نصايح رهبري و تداوم مواضع خلاف مصلحت از سوي آنها كه از سوي رسانه هاي بيگانه، بعنوان پيروزي بزرگ آنان در تضعيف جايگاه رهبري نظام، تعبير شده است، مواردي نيست كه بتوان به راحتي از كنار آنها گذشت و در هياهوي وقايع پس از انتخابات، به فراموشي و اغماض سپرد.
همه ي اين موارد در حالي است كه آحاد ملت ايران،بارها در طي روزهاي اخير، عشق و علاقه ي خود به نايب امام زمان(عج) و ولي امر مسلمين را اعلام و تا پاي جان در مسير نوراني آن بزرگوار، خواهند ماند.
اما انتظاري كه از مسئولان محترم و برنامه ريزان امنيتي و سياسي و قضايي كشور مي رود آن است كه به هيچ عنوان با چنين مسائلي، مماشات نكرده و با قاطعيت و سرعت،(كساني كه فكر خام تضعيف ولايت و تحقق اهداف دشمن و تبديل ايران به كشورهايي همانند افغانستان وعراق را در سر مي پرورانند) برخورد جدي و عبرت آموز كرده و قبل از هر اقدام مردمي و فراگير ( همانند آنچه پس از 13 رجب سال 76 براي آقاي منتظري و هوادارانش توسط مردم روي داد) ، به وظيفه ي حتمي خود عمل كنند.

نماز جمعه دیروز و ......

1-... «هاشمي رفسنجاني در نمازجمعه تهران هيچ سخني كه مانع از تجمع هواداران موسوي و اقدامات آنها شود بر زبان نياورد... او مي خواهد همچنان از هر فرصتي كه پيدا مي كند براي به چالش كشيدن نتايج انتخابات استفاده كند»... «هاشمي گفت مردم به نظام اعتماد ندارند»... «هاشمي رفسنجاني گفت بايد ترديدها در مورد انتخابات رفع شود»... «اين اولين بار بود كه يك مقام عالي رتبه ايران از بحران سخن مي گفت» و... مطالب فوق بخشي از انبوه گزارش ها و خبرهايي بود كه خبرگزاري هاي خارجي بلافاصله بعد از سخنان ديروز آقاي هاشمي رفسنجاني در خطبه هاي نمازجمعه تهران، با ذوق زدگي براي رسانه هاي خبري خود در آمريكا، اروپا و برخي از كشورهاي منطقه مخابره كردند و رسانه هاي مورد اشاره نيز با استناد به آن به سياه نمايي گسترده اي عليه جمهوري اسلامي ايران دست زدند!
گفتني است آقاي هاشمي رفسنجاني در خطبه هاي ديروز نمازجمعه تهران تاكيد كرده بودند نبايد كاري كرد كه باعث سوءاستفاده دشمنان اسلام و انقلاب شود!


2-نمازجمعه ديروز تهران همانگونه كه انتظار مي رفت و در يادداشت روز پنج شنبه، از صورت بندي كلي آن خبر داده و برخي از صحنه هاي آن را پيش بيني كرده بود، برگزار شد. در نمازجمعه ديروز تهران علاوه بر جمعيت انبوه مردم مومن و انقلابي كه همه هفته در اين مراسم سياسي-عبادي شركت مي كنند، جمعيت چندهزار نفره ديگري نيز حضور داشتند كه براساس اخبار موثق و گزارش هاي مستند شماري از آنان از نقاط مختلف استان تهران و برخي از استان هاي همجوار به تهران آورده شده بودند. جماعت ياد شده سه ويژگي مشترك داشتند كه به وضوح از هماهنگي قبلي آنها حكايت مي كرد؛ اول آن كه تقريباً هيچكدام از آنها در نماز شركت نكردند و از ميان چند نفري كه به نماز ايستادند، برخي با كفش نماز خواندند! و برخي ديگر... بگذريم!... دوم اين كه هرجا آقاي هاشمي رفسنجاني در خطبه هاي نماز سخني عليه انتخابات اخير بر زبان مي آورد- كه نمونه هاي آن فراوان بود- جماعت مورد اشاره با شعارهاي «هاشمي ، هاشمي حمايتت مي كنيم» و گاه نيز با سوت و كف از اظهارات ايشان استقبال مي كردند و در تمامي اين موارد، نمازگزاران با حفظ متانت به آنان بي اعتنايي مي كردند و صرفاً با شعارهاي «ما اهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند»، «خوني كه در رگ ماست، هديه به رهبر ماست» و تكبيرهاي بلند، مخالفت خود را با آشوبگران ابراز داشته و بر هويت اسلامي، انقلابي خويش تاكيد مي ورزيدند و در چند مورد نيز نمازگزاران با سر دادن شعار مرگ بر اسرائيل و مرگ بر آمريكا، هوشياري و شناخت دقيق خود از كانون اصلي توطئه را به رخ غائله آفرينان كشيدند، انگار مي خواستند از يكسو به عاملان و برنامه ريزان داخلي توطئه نشان بدهند كه نمازگزاران مومن و انقلابي از هويت واقعي آنها خبر دارند و از سوي ديگر به شماري از آشوبگران كه به ترفند عوامل پشت صحنه فريفته شده بودند، هشدار دهند كه آلت دست عوامل بيروني و دنباله هاي داخلي آنها نباشند.
آقاي هاشمي رفسنجاني در آغاز خطبه اول، از كساني كه درون محوطه دانشگاه و يا بيرون از آن به سر دادن شعارهاي هنجارشكن مشغول بودند، خواست، حرمت و تقدس نمازجمعه را رعايت كنند ولي هيچيك از آنان به اين توصيه توجهي نكردند و نشان دادند كه هاشمي را براي اهداف سوء و منافع آنچناني عوامل پشت صحنه آشوب مي خواهند و ايشان را حتي براي خود او نيز نمي خواهند و البته جناب هاشمي رفسنجاني نيز، با سخنان خود كه در بسياري از موارد، ترجمه ديگري از همان شعارهاي هنجارشكن بود، زمينه هنجارشكني جماعت يادشده را فراهم مي كرد!
براي مردم شريف و پاكباخته ايران اسلامي كه نمازگزاران جمعه نمادي از آنها هستند، بسيار تلخ و ناگوار بوده و خواهد بود كه آقاي هاشمي رفسنجاني را با توجه به سوابق انقلابي -به قول خود ايشان 60ساله- در جايگاهي ببينند كه حامياني آنگونه داشته باشند و در سوي ديگر مردم مومن و انقلابي اينگونه از سخنان ايشان انگشت تأسف به دندان بگيرند!
3- آقاي هاشمي رفسنجاني اگرچه به عنوان يك سياستمدار هوشمند شناخته مي شوند ولي متاسفانه و با عرض پوزش در خطبه هاي ديروز نمازجمعه ايشان برخلاف انتظار، از اين ويژگي آقاي رفسنجاني نشانه چنداني ديده نمي شد! ايشان تقريباً هرجا سخن از انتخابات اخير بر زبان آوردند، همان ادعاهاي بي دليل و غيرمنطقي كساني را تكرار كردند كه نه فقط هيچ نشانه، شاهد، قرينه و سندي براي اثبات آن ندارند، بلكه به شدت از هرگونه بحث منطقي و مستند فرار مي كنند و به هيچيك از درخواست ها و دعوت هاي رسمي مراكز مسئول براي ارائه دلايل و اسناد خود مبني بر تقلب در انتخابات پاسخ نداده و نمي دهند. چرا؟!... پاسخ روشن است، چون دليل و سندي ندارند و از اين روي نمي توانند بيرون از دايره «ادعا» قدمي بردارند.
4- جناب هاشمي رفسنجاني در آغاز سخن به ضرورت قانونگرايي اشاره كرده و تاكيد كردند «همه بايد در چارچوب قانون حركت كنيم. اگر از قانون تجاوز كنيم ديگر هيچ مرزي نداريم. بايد با قانون مسائلمان را حل كنيم، اگر كساني با بعضي از قوانين دل خوشي ندارند بايد سعي كنند اين قوانين اصلاح شود و هر وقت لازم است اين اشكالات روزي حل شود، اما چارچوبمان را قانون قرار دهيم».
بخش فوق از اظهارات آقاي هاشمي كه در آغاز خطبه ها مطرح شد، اين اميدواري و تلقي را پديد آورد كه ايشان قصد دارند، قانون شكنان را مورد ملامت قرار داده و اقدامات غيرقانوني و آشوبگرانه آنها بعد از انتخابات را محكوم كنند. اما اين اميدواري دوام چنداني نياورد و جناب هاشمي در ادامه سخنان خويش نه فقط به آنچه خود گفته بود وفادار نماند، بلكه آشكارا از قانون شكنان حمايت كرد. و حال آن كه مطابق نظر اوليه خود بايستي از مدعيان تقلب در انتخابات براي پي گيري ادعاي خويش از راههاي قانوني دعوت مي كردند، كه متأسفانه نكردند! بايستي آشوب هاي خياباني كه به صورت غيرقانوني انجام گرفته و قتل و جرح مردم بي گناه، غارت اموال آنان، آتش زدن اماكن و اموال عمومي را در پي داشت، محكوم مي كردند، كه نكردند! بلكه به طور تلويحي- اگر نگوئيم به صراحت- از آنهمه قانون شكني حمايت نيز كردند و در عين حال تاكيد فرمودند كه هرگز از تريبون نمازجمعه به نفع هيچ جناحي استفاده نمي كنند! كه بايد گفت؛ اولا؛ اظهارات ايشان جانبداري آشكار از يك جريان سياسي خاص بود، آنهم يك جريان سياسي كه اين روزها نشان داده است كمترين پايبندي به قانون ندارد... آيا اين همه تأسف آور نيست؟! و آيا قوانين ديگري غير از قانون اساسي و قوانين جاري جمهوري اسلامي ايران، موردنظر و منظور جناب آقاي هاشمي رفسنجاني بوده است؟!
5-ايشان به چند نمونه تاريخي از دوران رسول خدا(ص) ،حضرت امير(ع) و امام راحل(ره) و ميزان اهميت آن بزرگواران به مردم و جايگاه ملت در نظام اسلامي اشاره كردند كه سخني بر حق بوده و هست، اما مقايسه ايشان ميان آن نمونه ها و شرايط كنوني، متاسفانه «قياس مع الفارق» بود! و بايد متواضعانه از ايشان پرسيد، مگر در نگاه آقاي هاشمي مردم ايران، مردم نيستند؟! و مگر مطابق آنچه از رسول خدا(ص) و حضرت امير(ع) و امام بزرگوار نقل فرموديد، نبايد حق آنان را محترم دانست؟ بنابراين چرا انتخاب قانوني مردم را برنمي تابيد؟ و حق مسلم 40 ميليون رأي دهنده را ناديده مي انگاريد؟! به يقين 13 ميليون نفري كه به احمدي نژاد رأي نداده اند بر خلاف برخي از مدعيان، قانون شكن نبوده و نيستند. آنان نيز مانند 25 ميليون نفر ديگري كه به احمدي نژاد رأي داده اند، به هنگام حضور در پاي صندوق هاي رأي نتيجه انتخابات را هرچه باشد، پذيرفته بودند، اگرچه طرفداران هر يك از نامزدها ترجيح مي دادند كه نامزد مورد نظر خودشان به رياست جمهوري انتخاب شود. هميشه همين بوده است و اساساً انتخابات غير از اين مفهوم و معنايي ندارد. مي فرمائيد در انتخابات تقلب شده؟ خب! چرا براي ادعاي خود هيچ دليل و سند و حتي شاهد و قرينه اي ارائه نمي دهيد؟ مگر نه اينكه در تمامي نظام هاي حقوقي جهان و از جمله نظام حقوقي اسلام «البينه علي المدعي- آنكس كه ادعايي دارد بايد دليل ارائه كند»؟ و مگر نه اين كه در قوانين جمهوري اسلامي ايران براي اينگونه ادعاها راه حل قانوني در نظر گرفته شده است؟ بنابراين چرا به راه قانون نمي رويد؟ لطفاً و با عرض پوزش، بفرمائيد كدام قانون را قبول داريد؟
آقاي هاشمي مي فرمايند جمع زيادي از مردم، در مورد انتخابات ترديد دارند! ولي نمي فرمايند، چرا؟! و به چه دليل؟! قاطبه مردم اگر ترديدي داشته باشند درباره ريشه و پشت صحنه آشوبگران است.
6-خطيب محترم نمازجمعه ديروز از شوراي نگهبان گلايه كردند كه چرا از فرصت اضافي 5روزه آنگونه كه بايد استفاده نكرده اند! ولي به اين نكته بديهي و خبر موثق بارها اعلام شده اشاره نكردند كه شوراي نگهبان از تمامي نامزدها دعوت كرد تا براي حضور و نظارت بر بازشماري10درصد صندوق هاي رأي سراسر كشور نمايندگاني بفرستند و دو تن از آنها برخلاف قول و تعهدي كه داده بودند از اعزام نمايندگان خويش خودداري ورزيدند. اين اقدام آنان غير از آن كه نشانه خالي بودن دست آنها از دليل و سند و زمينه سازي براي تكرار ادعاي تقلب باشد، چه مفهوم ديگري دارد؟!
7-آقاي هاشمي شرايط كنوني را «بحران» ناميدند و خبرگزاري هاي غربي از جمله شبكه تلويزيوني «فرانس24» بلافاصله با ذوق زدگي اعلام كرد «اين اولين بار است كه يك مقام عالي رتبه ايران از بحران سخن مي گويد»! به يقين جناب هاشمي رفسنجاني از تعريف «بحران» باخبرند و مي دانند كه بين سه واژه «بحران»، «بحران نمايي» و «فتنه» تفاوت هاي فراواني هست و «فتنه» كه از ويژگي هاي آن غبارآلود كردن صحنه است، بامسما ترين واژه براي توصيف شرايط كنوني است و صدالبته به قول حضرت امير عليه السلام وقتي غبارهاي فتنه فرو مي نشيند- كه خوشبختانه در مقياس وسيعي فرو نشسته است- حق و باطل از نظرها پنهان نمي ماند و فتنه انگيزان ديگر نمي توانند در پرده بمانند.
بحراني اگر هست در ميان كساني است كه براي رياست جمهوري آينده نقشه ها كشيده بودند و حضور گسترده مردم، آرزوهاي آنان را بر باد داده است و از جناب آقاي هاشمي رفسنجاني تعجب آور و جاي گلايه است كه چرا بحران در ميان كساني را كه به ايشان نيز كمترين ارادتي ندارند، «بحران» در جامعه اسلامي ايران مي نامند؟!
راستي! آيا جناب هاشمي متوجه نشدند كه چرا نمازگزاران تحليل و تفسيرهاي ايشان را با شعار «ما اهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند» پاسخ مي دادند؟! اين نكته عبرت انگيز است. نيست؟!
و بالاخره اميد آن كه آقاي هاشمي رفسنجاني، به اين واقعيت توجه فرمايند كه ماجراي امروز، ماجراي درگيري و رقابت دو جناح نيست، بلكه دشمنان بيروني و برخي از دنباله هاي داخلي آنان، نظام اسلامي و انقلاب و امام را نشانه رفته اند. بنابراين، انتظار آن است كه آقاي هاشمي رفسنجاني به دشمنان تابلودار امام، ايران اسلامي و انقلاب فرصت سوءاستفاده ندهند، ان شاءالله.

نماز جمعه فردا و ...

فردا نمازجمعه تهران به امامت آقاي هاشمي رفسنجاني برپا مي شود. نوبت ايشان بنا به دلايلي كه نياز چنداني به توضيح ندارد، چند هفته عقب افتاده بود و از سوي ديگر در حالي كه نام امام جمعه موقت به روال هميشگي روزهاي چهارشنبه هر هفته طي اطلاعيه اي از سوي ستاد نمازجمعه تهران اعلام مي شود، اين هفته خبر امامت جمعه آقاي هاشمي رفسنجاني از روز يكشنبه هفته جاري روي خروجي خبرگزاري هاي داخلي و خارجي قرار گرفت و روزنامه هاي مدعي اصلاحات كه تاكنون رغبت چنداني براي اعلام نام ائمه جمعه موقت تهران نداشتند، اين بار خبر امامت جمعه آقاي رفسنجاني را با آب و تاب و از چند روز قبل در صفحه اول خود جاي داده و درباره آن به تحليل و تفسير نشستند. اين واكنش غيرعادي نسبت به نمازجمعه اين هفته و امامت آقاي هاشمي رفسنجاني منحصر به سايت ها و روزنامه هاي مدعي اصلاحات نبود، بلكه بسياري از رسانه هاي بيگانه و خبرگزاري هاي خارجي نيز بخش قابل توجهي از تفسيرهاي خبري خود درباره ايران را به نمازجمعه اين هفته تهران و امامت آقاي هاشمي رفسنجاني در آن اختصاص دادند.
خبرگزاري هاي خارجي، سايت هاي ضدانقلاب و شبكه هاي ماهواره اي فارسي زبان و برخي از سايت ها و روزنامه هاي مدعي اصلاحات در تفسيرها و تحليل هاي خود پيرامون نمازجمعه اين هفته تهران روي دو نكته تمركز ويژه اي داشته اند، فراخوان مجموعه مخالفان دولت و مخالفان نظام به حضور در نمازجمعه و توصيه به آنها براي سردادن شعارهايي عليه انتخابات و در صورت ممكن عليه نظام.
برخي از رسانه هاي ياد شده با اشاره به حمايت آقاي هاشمي رفسنجاني از نامزد شكست خورده جبهه اصلاحات و ناكامي دشمن در آشوب هاي خياباني بعد از انتخابات، از نمازجمعه اين هفته تهران به عنوان يك «فرصت» براي ابراز وجود ياد كرده و هواداران را به حضور چشمگير و طرح شعارهاي ساختارشكن-بخوانيد شعارهاي ديكته شده محافل بيروني- دعوت كرده اند.
در اين ميان چند سايت خبري نظير ايران گلوبال، گويانيوز، سايت وزارت خارجه اسرائيل و... كه وابستگي خود به سازمان هاي اطلاعاتي قدرت هاي بيگانه را انكار نمي كنند نيز، كوشيده اند برخي از آداب نمازجمعه، نظير دو ركعت بودن آن، قنوت قبل از ركوع در ركعت اول و قنوت بعداز ركوع در ركعت دوم و... را كه با نمازهاي ديگر متفاوت است به هواداران آموزش بدهند. جالب آن كه يكي از اين سايت ها «قنوت» را با «غ»! و ديگري ركوع را «ركو»! نوشته است. يك سايت ضد انقلاب كه مركز آن در لس آنجلس است نامه يكي از مراجعه كنندگان سايت را بازتاب داده كه مي نويسد؛ بايد به جمهوري اسلامي آفرين گفت كه اول ما را به فرياد الله اكبر كه شعار شناخته شده اين رژيم است وادار كرد و حالا ما را به نمازجمعه كه آن هم پايگاه رژيم است دعوت مي كند و شما - خطاب به سايت مزبور- مثل... نشسته ايد و فريب رژيم اسلامي را مي خوريد!
گفتني است برخي از اخبار و گزارش هاي موثق از تلاش گسترده اعضاي ستاد يكي از نامزدهاي اصلاحات در فراهم آوردن تسهيلات لازم!! براي اعزام افراد به نمازجمعه فرداي تهران حكايت مي كند و...
و اما، توده هاي عظيم مردم و خيل گسترده حزب الله كه بارها فداكاري و پاكبازي خود در راه اسلام و انقلاب را به نمايش گذارده اند، اگرچه از آقاي هاشمي رفسنجاني گلايه هاي برحق و قابل توجهي دارند ولي با توجه به آنچه شرح آن گذشت، نبايد نمازجمعه فرداي تهران را خالي بگذارند. حضور توده هاي عظيم مردم وفادار و فداكار مثل هميشه توطئه هاي دشمن كه اين بار قرار است به نمازجمعه كشيده شود! را ناكام مي گذارد، اما در حضور فردا بايستي به دو نكته ضروري توجه داشت؛
1- يك خبر كاملا موثق حاكي از آن است كه فردا عده اي قصد تحريك و نهايتا ايجاد درگيري در نماز جمعه- ولو درگيري لفظي- دارند. و حتي شنيده شده كه قرار است افرادي با ظاهر حزب اللهي زمينه اين تحريك و درگيري را فراهم آورند. بنابراين نمازگزاران جمعه بايد توجه داشته باشند كه به هيچ وجه فريب اين ترفند را نخورند و كساني را كه احتمالا شعارهاي تفرقه انگيز مي دهند، طرد كرده و از خود برانند.
2- حضور فردا بايستي تابلوي روشن و شناسنامه كاملا آشكاري داشته باشد تا ديگران نتوانند آن را به نفع اهداف سوء و انگيزه هاي ضدانقلابي خود مصادره كنند، اما چگونه؟
جمعيت بايستي هويت ولايي و انقلابي خود را به صراحت ابراز كرده و بر آن تاكيد بورزد. بهترين راه كار براي اين منظور، سردادن شعارهاي قاطع و بلند با مضمون پيروي كامل از رهبر معظم انقلاب است شعارهايي نظير؛ «ما اهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند»، «خوني كه در رگ ماست، هديه به رهبر ماست»، «ما همه سرباز توئيم خامنه اي، گوش به فرمان توئيم خامنه اي» و...
بايد توجه داشت كه به شدت از طرح شعارهاي تفرقه انگيز خودداري شود چرا كه دشمنان در پي تبديل نماز وحدت آفرين جمعه به صحنه تفرقه و درگيري و نهايتا مظلوم نمايي به نفع فتنه انگيزان هستند.
و اما، سخني نيز با خطيب محترم جمعه تهران در ميان است. اگرچه آقاي هاشمي رفسنجاني از دولت آقاي احمدي نژاد - به هر علت كه اين وجيزه جاي آن نيست - دل خوشي ندارند ولي جماعتي شناخته شده و بدسابقه در رخدادهاي ماجراجويانه بعد از انتخابات اخير به بهانه مخالفت با احمدي نژاد، عليه برخي از مباني شناخته شده و بنيادين اسلام و نظام اسلامي دست به آشوب زده بودند. بديهي است اين جماعت بدنام كه آشكارا از حمايت بيگانگان نيز برخوردار بودند به هيچوجه در جمع 13ميليوني كساني كه به احمدي نژاد راي نداده اند قابل شمارش نيستند. آن 13 ميليون در مجموعه 40 ميليوني مردم شريف ايران قرار دارند، هر چند كه با 25 ميليون ديگر اختلاف سليقه داشته باشند، بنابراين از آقاي هاشمي رفسنجاني كه نشان داده اند در تحليل مسائل سياسي ناتوان نيستند، انتظار آن بود كه عليه آشوبگران و غائله آفرينان با صراحت موضع گيري كرده و اقدامات غيرقانوني و فتنه انگيزانه آنان - كه ديگر ربطي به اين دولت و آن دولت نداشت - را محكوم كنند. محكوميت اين عده، ترجمان روشني از احترام به قانون و تجليل از حضور حماسي و 85 درصدي مردم با شركت 40 ميليوني در انتخابات 22 خرداد بود. حماسه اي كه پيوند جمهوريت و اسلاميت را در بالاترين مقياس ممكن به نمايش گذاشته و دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب و امام(ره) را به حيرتي آميخته با حسرت و تعجبي توأم با غضب روبرو كرده بود و...
اكنون، اما انتظار مردم از جناب هاشمي رفسنجاني آن است كه به عنوان خطيبي توانا در نماز جمعه فردا، با سخنان خود از قلوب مردم گلايه زدايي و از اذهان آنان رفع ابهام كنند و طمع دشمنان درباره ايشان را كه به يقين خام است، ناكام بگذارند.

خاتمی رهبر انقلاب مخملی !

نقش محمدخاتمی در بین جریان اصلاح طلب ایران به عنوان یک لیدر و راهنما بر کسی پوشیده نیست. مطلب امروز ما راجع به تحرکات و عملکرد سید خندان در بازه زمانی قبل از انتخابات و شیوه مدیریت جریان مقابل احمدی نژاد در انتخابات دهم ریاست جمهوری می باشد.
اصلاح طلبان در ایران و در دوران زعامت خود، پس از پشت سر گذاردن مراحلی که خود آنها را " فشار از پایین و چانه زنی از بالا" ویا "مقاومت و بازدارندگی فعال" می نامیدند به مرحله ای رسیدند که به مبارزه مدنی ( در راستای جامعه مدنی ) معروف شد و نقطه عطف این مبارزه را انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری قرار دادند.شکل کلی این نوع مبارزه بدین صورت است که کاندیدای شکست خورده به عنوان نماینده غرب گرایان نقش رهبر اپوزسیون را بازی می کند. این کاندید، جمهوریت و به دنبال آن مشروعیت نظام را زیر سوال می برد سپس با کمک نیروی انسانی آموزش دیده ، جنگ روانی و رسانه ای وسیعی را به منظور انجام کودتای نرم و مخملی شکل می دهد. گردانندگان این جریان با کشاندن مردم به خیابان ها و ایجاد اغتشاشات خیابانی  ، در صدد فلج عصبی کشور بر می آیند.

 

با مطالعه این مطالب است که متوجه می شویم که چرا سعید حجاریان با دعوت از مردم برای شورش تاکید می کند که درخت اصلاحات خون می خواهد ویا چرا دیر حسین موسوی روز قبل از انتخابات  در مصاحبه با خبرنگار انگلیسی از آغاز فاز عملیاتی مبارزات مدنی سخن می راند.
خاتمی نیروی انسانی براندازی نرم را در طی 8 سال و با بهره گیری از میلیونها دلار از مصوبات کنگره آمریکا و پارلمان هلند در فازهای جنگ رسانه ای ، اینترنتی و تربیت شعبان بی مخهای نوین تامین کرد .
خاتمی که گویا بند نافش را با تمدن غرب بریده اند دائما از آرمان شهر غربی سخن رانده و این معنی را در بین عوام جاافتاده کرد که انسان شرقی تشنه عقل واقعگرا و خلاق غربی است!
نقش بعدی خاتمی در کوران انتخابات نمود عینی پیدا می کند ، به نحوی که وی دائما در سفرهای خارجی و گاها مشکوک خود نوید یک مبارزه همه جانبه را به طرفهای اصولگرا می داد. سفر 8 روزه با استرالیا و سپس دیدار با دبیر کل ناتو در ترکیه که مقارن با سفر اوباما به ترکیه بود و به دنبال آن ، سفر 5 روزه به عربستان و سپس، سفر 4 روزه به تونس که اتفاقا با سفر اوباما به مصر هم زمان بوده است و دست بر قضا 2روز آخر سفرتونس نیز در سرزمین فراعنه گذشت ، حکایت از سروسری دارد که سید محمد خاتمی با لابی های بین المللی ( بخوانید غربی) داشته است.
گام بعدی این پروسه طولانی انتشار بیانیه های تحریک کننده و سازمان یافته از سوی طیف شکست خورده است که بی شک مهمترین آن بیانیه مجمع روحانیون است که آقای خاتمی یکی از اعضای بانفوذ آن به شمار می رود.
همه پولهایی که خرج این انتخابات شد و همه سفرهایی که خاتمی و یارانش به دور دنیا انجام دادند تا زمینه پیروزی خود را فراهم آورند ، به شکستی تاریخی برای آنها تبدیل گشت که اثرات گیجی و توهم زدگی آنها تا امروز باقیست. لیسانسیه فلسله قصه ما در فکر پیروزی و نحوه برگزاری جشن آن بود ولی به این نکته توجه نکرده بود که :
                  بس تجربه کردیم در این دیر مکافات *** با درد کشان هر که درافتاد ، ور افتاد.

بیوگرافی گناهان جدید

از قول یک دوست :

داداش ،
آبجي!اگه ديدي خداي ناکرده دچار گناهان جديد شدي، که اصلا فکرشو هم نمي کردي؛ يک
صد و بيست ثانيه تامل بفرما و خاطرات گذشته رو مرور کن!

ممکنه ( ممکنه) به نتايج ذيل متصل شوي:

*امکان داره بعضي گناهان رو که مقدمه اين گناه شده رو
جدي نگرفتي، مثل ... که مقدمه بعضي گناهان نا بخشودنيه مثل... شده!


( لطفا جاهاي خالي رو خودت پر کن، 2 نمره!)


*يا اين که حضرت عالي به مراتبي رسيدي و خودت
رو تحويل گرفتي لذا خداوند اراده فرموده يه امتحان قوه ازت بگيره ببينه چند مرده حلاجي!
که مع الاسف رفتي سر خط ...


*يا محتمله که گناه از ساحت شما به دور باشه لکنک
مومني رو که قبلا مرتکب اين گناه شده بوده ، مورد شماتت و بدگويي قرار دادي و گفتي:
اي بابا، از فلاني بعيده ، آدم اين قدر بي اراده و بي مسوليت که مرتکب اين گناه
شده!!!

که بعد روايت امام صادق (ع) ضميمه پرونده شده و تو رو به اين روز درآورده...


جهت روئيت شما: هر کسي ، شخص مومني را که دچار
گناه شده مورد شماتت قرار دهد نميميرد تا اين که مرتکب همان عمل خواهد شد!


آلارم(هشدار) : توجه شودکه صد البته شماتت
کردن با نهي از منکر و بي زاري از خود گناه(خود گناه) تفاوت فاحشي داره. فتامل
جيدا....


يااينکه...

خلاصه همه اعمال و رفتار ما بي حکمت نيست و پشت همه
اون ها فايل هاي زيب شده اي هست که بايد باز بشن!!!

يه سوال :

فايده اين پُست چي بود!؟ ( 1نمره)


الف) جهت بازديد دوستان

ب) براي افزايش پست هاي موجود

ج)اين ريشه يابي قطعا براي ترک کردن گناه جديد و يا پيشگيري از گناهان ديگه خيلي
موثره...

د) همه موارد


اثرات گناهان جديد از زبان يک معصوم:


امام رضا عليه السلام فرموده باشند: گناهان
جديد بلاهاي جديدي نيز در پي دارد.


مراقب خودتون باشيد تا بعد...

از بی توجهی غربی ها تا مدعیان اصلاحات

شهادت خانم دكتر مروه شربيني ، زن 32 ساله ي مصري كه در دادگاه آلمان و در جلوي قاضي، با 18 ضربه چاقوي يك نژادپرست، در دفاع از حجابش به شهادت رسيد و رفتار وحشيانه پليس و مسئولان آلماني با شوهر و فرزندان اين زن و مسلمانان آلمان، بسياري از واقعيات و چهره ي واقعي دمكراسي غربي و حاميان داخلي آنان را به نمايش گذاشت. بي توجهي مدعيان اصلاح طلبي در ايران به اين موضوع مهم دنياي اسلام در حالي است كه همين مدعيان، براي كشته شدن مشكوك يك دختر رهگذر در تهران بدست اغتشاشگران، تا چند روز، گوش فلك را كر نموده و خواستار موضعگيري همگان براي اين مسئله شده بودند. و حالا.... 

روي عقيق نوشته بود: بياد شهداي گمنام...

خيلي گشته بوديم. نه پلاكي، نه كارتي، چيزي همراهش نبود. لباس فرم سپاه به تنش بود. چيزي شبيه دكمه ي پيراهن در جيبش نظرم را جلب كرد. خوب كه دقت كردم، ديدم يك نگين عقيق است كه انگار جمله اي رويش حك شده است. خاك ها و گل ها را پاك كردم. ديگر نيازي نبود دنبال پلاكش بگرديم.


روي عقيق نوشته بود: بياد شهداي گمنام...

چرا سکوت ؟!

رعايت مصلحت ها و حفظ حرمت و سابقه ي افراد در هر جامعه و نظامي، امري پسنديده و لازم و منطقي است، اما افراط در مصلحت گرايي و سكوت بيش از اندازه در مقابل رفتار و اظهارات برخي افراد و خواص، مصيبت هايي از نوع همين مسائل اخير را به بار خواهد آورد.                                                                                                


   همگان مي دانند كه ادعاي دروغين تقلب در انتخابات و متهم كردن نظام اسلامي به فريبكاري و جابجا كردن راي مردم، اولين بار، چهارسال قبل با ادعاي مضحك خواب شبانگاهي! توسط آقاي كروبي مطرح شد و متاسفانه با اينكه وي بارها اين ادعاي جعلي خود را تكرار كرده و در انتخاباتهاي مجلس و... نيز كميته هاي غيرقانوني صيانت از آراء را تشكيل داد، هيچ برخوردي با وي صورت نگرفت و اكنون تكرار اين دروغ ، توسط افراد شكست خورده ي ديگر نظير موسوي و... منجر به باور برخي افراد ساده لوح و كليد خوردن پروژه ي آشوب هاي خياباني و خسارت هاي فراوان و... شد.
  متاسفانه در همين راستا، ارتباط هاي پيدا و پنهان آقاي خاتمي با عناصر خارجي و سفرهاي بسيار زياد وي به خارج از كشور، مورد اغماض و مصلحت طلبي برخي متوليان امر قرار گرفته و مي گيرد. حال آنكه اين ارتباط ها كه عموما توسط بنياد خصوصي ايشان و بدون اطلاع وزارت خارجه صورت مي گيرد، چه بسا داراي بار منفي و تضاد با امنيت ملي كشور باشد كه قبل از هر اتفاق خاصي از هم اكنون بايد با آن برخورد لازم صورت گيرد. .
 
در دنباله ي اين ماجرا فحاشي ها و اتهامات آقاي موسوي عليه دولت و شخص رئيس جمهور از مدتها قبل از انتخابات، پي گيري مي شد و سكوت و مصلحت سنجي در مقابل اين اهانت ها، زمينه را براي فحاشي هاي خياباني و سازماندهي برخي تحركات در مقابل رئيس جمهور قانوني كشور، ايجاد نمود.
  همچنين با وجود صدور حدود 8 بيانيه ي خلاف امنيت ملي توسط آقاي موسوي و تشويق اغتشاشگران ، كه منجر به خسارات جاني و مالي فراوان شد، هنوز، عزمي براي برخورد جدي با ايشان مشاهده نمي شود.
لذا بنظر مي رسد، در آغاز دهه چهارم انقلاب كه از سوي رهبر عزيز، بعنوان دهه ي پيشرفت و عدالت، نامگذاري شده است، لازم است، رعايت عدالت در برخورد با همگان، بر مصلحت سنجي هاي غيرلازم، تقدم يابد تا جامعه دچار مشكلاتي از اين نوع ، نشود.

....و علی این نبأ عظیم به دنیا آمد

ای خدای علی که فقط او را در خانه خود به دنیا آورده ای ؛ این علی بن ابی طالب کدامین وجود قدیسی است که هنگام تولد، مادر او را از خانه به بیت الله دعوت می کنی ،و از مسجد الحرام به کعبه اش می بری؟ و آن گونه می بری که همه بدانند تو او را فرا خوانده ای!
آن نوری که قبل از خلقت همه موجودات در کنار نور محمد (ص) خلق شد باید با چنین جلالتی قدم در این جهان گذارد.معجزه ای عظیم رخ دهد و دیوار بشکافد و بانو وارد شود و دوباره دیوار به هم آید و قفل کعبه باز نشود ؛تا او در خلوت کبریایی دیده مبارک بر اهل عالم گشاید.
ولادت امیر المومنین در کعبه معجزه ای است که سابق و لا حقی نداشته،و فضیلتی مخصوص اوست . داستان ولادت آن حضرت یک معجزه نیست بلکه بیش از چهل معجزه به وقوع پیوسته ،تا صبح میلادش رخ نموده است.

.... و علی این نبأ عظیم به دنیا آمد و معجزه ولادتش تولد مسیح را تحت الشعاع قرار داد؛ آنجا که خداوند گوهر ولایتش را در صدف توحید کعبه به رخ جهانیان کشید . آری شعاع نورش باید از میان کعبه طلوع می کرد تا قدمهای او بنای آن را مبارک گرداند.
                                                    
*     *     *     *     *
ای خدای بزرگ ، محبین علی خود را خاک پایش می دانند و در جشن ولادت الهی او طوق بندگی به گردن نهاده اند، در حالی که خود را لایق چنین عظمتی نمی دانند. جلوه ای از جمال علی را شناخته اند که چنین شیفته اش شده اند. منت تو را خریدارند که خود انتخابشان کردی و جرعه ای از جام محبتشان دادی، به امید روزی که جام از دست مبارک او در کوثر گیرند و جرعه محبتش را سر بکشند.

والسلام

اعتکاف

انسان موجودى است سالک و پويا به سوى معبود حقيقى خويش و از هر راهى که برود و هر مسيرى را که در زندگى انتخاب کند، سرانجام به لقاى معبود خويش میرسد:

« يا ايها الانسان انک کادح الى ربک کدحا فملاقيه (انشقاق/6 )؛ اى انسان! تو با تلاش و رنج به سوى پروردگارت مىروى و او را ملاقات خواهى کرد.»

با توجه به اين آيه اگر انسان راه ايمان، خود سازى و تهذيب نفس را بپويد جمال و مهر خداوند را ملاقات مىکند، اما اگر راه کفر و آلودگى را در پيش گيرد، جلال و قهر او را مي بيند. بنابراين اگر مقصد و غايت سلوکش لقاى محبت و مهر خدا باشد، بايد راه تهذيب نفس و عبادت حقيقى را در پيش گيرد و از هواى نفس بگريزد و در طريقت انس با معبود گاهى به گوشهاى خلوت پناه ببرد و دور از همه عنوانها و تعلقات مادى، لختى بر حال زار خويش بگريد و با سوز دل و اشک چشم، کدورت و زنگار را از چهره جان خود بزدايد و در زاد و توشه آخرت انديشه کند

اللهم صل علي محمد و آل محمد - اللهم عجل لوليک الفرج - اللهم صل علي محمد و آل محمد


 



روی ادامه مطلب کلیک کنید..............

ادامه نوشته

اصل ماجرا .....

مهمترين مسئله اي كه طي چند روز اخير، ذهن مردم ايران را به خود مشغول نموده است و طبعا به خبر اول رسانه ها تبديل شده است، موضوع التهابات و اقدامات خرابكارانه ي برخي اغتشاش گران در تهران و برخي از شهرهاي بزرگ است.
اما در اين ميان، مهمترين سؤال و موضوع قابل توجه آين است كه بدانيم، منشاء اين خرابكاريها و درگيريها از كجاست ؟
براي پاسخ به اين سؤال، برخي از اخبار چند ماه و چند روز اخير را مرور مي كنيم و قضاوت را بر عهده ي شما مي گذاريم: ....
                                                                                               
آقاي هاشمي رفسنجاني كه در طول چهارسال گذشته، هيچگاه دكتر احمدي نژاد را بعنوان رئيس جمهور منتخب ملت ايران ، به رسميت نشناخت و از پيام تبريك نيز خودداري كرده و هرگز نه تنها، نامي از ايشان به ميان نياورد، بلكه در فرصتهاي مختلف، اقدامات داخلي و خارجي دولت ايشان را زير سؤال گرفت، با نزديك شدن به انتخابات دهم، با پي گيري ها و نشست هاي مختلفي ميرحسين موسوي(نخست وزير سابق) را متقاعد كرد كه خود را براي انتخابات رياست جمهوري، نامزد كند.
                                                                                                            ــــــــــــــ
  ميرحسين موسوي، پس از اعلام حضور در رقابت هاي انتخاباتي و از ماهها قبل از آغاز رسمي تبليغات، با الگوبرداري از روش هاي غربي انقلاب هاي رنگي در كشورهاي مختلف، با براه اندازي موج سبز و زيرسؤال بردن دستاوردهاي نظام و حمله، توهين و تهمت به شخص رئيس جمهور، آغازگر روش جديدي در بداخلاقي هاي انتخاباتي شده و با توسل به برخي آمارها و شاخص هاي موسسات صهيونيستي و دستكاري شده، رسما دستاوردهاي دولت را زير سؤال گرفته و براي ايجاد زمينه در جهت اغتشاش در جامعه، متعهدترين رئيس جمهور دو دهه ي اخير ايران را ناجوانمردانه“ دروغگو “ خواند.
                                                                                                            ــــــــــــــ

  در جريان مناظره هاي انتخاباتي، پس از افشاي جريان اصلي پشت پرده ي آقاي ميرحسين و بيان برخي اسامي خاص توسط دكتر احمدي نژاد و اعلام گوشه اي ازتخلفات برخي عناصر تماميت خواه و قدرت طلب ، به يكباره محور تمامي مناظره ها، گفتگوهاي خبري و مستندهاي سه كانديداي ديگر، با رويكردي جديد و شديدتر ، بر تخريب و حمله به دولت ، متمركز شده و با ساخت انواع سي دي هاي جعلي و مونتاژ شده و بهره گيري از شبكه ي وسيع قاچاق و استفاده از امكانات هزاران سايت اينترنتي و شبكه هاي ماهواره اي، فصل جديدي از جنگ رواني عليه دكتر احمدي نژاد، آغاز گرديد.
در اين ميان، اكثر شبكه هاي تلويزيوني و راديويي ضدانقلاب خارجي ، مخصوصا شبكه بي بي سي انگليس و تلويزيون امريكا، بصورت رسمي و گسترده، از موج سبز آقاي ميرحسين، حمايت كرده و شعارها و سخنان وي را پوشش مي دادند.
                                                                                                            ــــــــــــــ

آقاي هاشمي رفسنجاني كه با اظهارات آقاي احمدي نژاد،بشدت موقعيت خود و خانواده اش را در خطر مي ديد، با نوشتن نامه اي عجيب، بي سابقه و سرگشاده خطاب به مقام معظم رهبري، بدون ذكر سلام و احترامات معمول، ضمن اهانت به رئيس جمهور و بيان برخي ادعاهاي گذشته، رسما تهديد كرد كه دودهاي اين آتش(؟!) در حال رويت است وهوادارانش در خيابان ها، اجتماعات، ميدانها و دانشگاه ها، آتشفشاني از سينه هاي سوزان خود را بروز خواهند داد!
اين نامه كه عملا بعنوان تهديدي در جهت رعايت منافع آقاي هاشمي تلقي گرديد، فورا مورد اعتراض شديد برخي علماء، بزرگان، جريان هاي سياسي و... قرار گرفته و مطابق اعلان رسمي دستگاه جاسوسي اسرائيل، بعنوان بزرگترين اشتباه سياسي دوران عمر هاشمي رفسنجاني تلقي گرديد.
                                                                                                            ــــــــــــــ

  با بروز شواهدي جدي مبني بر پيروزي دكتر احمدي نژاد، شعارهاي ستادها و حاميان ميرحسين و كروبي بر محور احتمال تقلب در انتخابات، قرار گرفته و بسرعت منتشر گرديد. در همين راستا، كميته غيرقانوني صيانت ازآراء كروبي و موسوي نيز با تبليغات فراوان، فعاليت هاي خود را تشديد كرد. 
                                                                                                            ــــــــــــــ

  بدنبال عدم پاسخ مقام معظم رهبري به نامه ي هاشمي رفسنجاني و در راستاي بهره گيري تخريبي جديد عليه رئيس جمهور، در شب انتخابات، پيامك ها و شايعاتي در سطح وسيع منتشر شد كه طي آن ادعا شده بود كه رهبر معظم انقلاب در پاسخ به نامه ي هاشمي، به دكتر احمدي نژاد، تذكر جدي داده اند. اين شايعه، فورا توسط شخص رهبر معظم و دفتر ايشان، تكذيب گرديد.
                                                                                                            ــــــــــــــ

  همسر آقاي رفسنجاني در صبح انتخابات، ناخواسته، پروژه ي پشت پرده را لو داده و اظهار داشت: اگر تقلب شد، مردم به خيابانها بريزند! 
                                                                                             
  عصر روز انتخابات و روزهاي بعد، ماموران امنيتي، چند نفر از سران حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب (بهزاد نبوي، تاج زاده، رمضان زاده،سعيد حجاريان، ابطحي، زيدآبادي و...) را در ستاد آقاي ميرحسين و خانه هاي تيمي، بهمراه برخي تجهيزات ارسال ماهواره اي و در حال برنامه ريزي جهت آشوب و اغتشاش بعد از انتخابات، دستگير كردند.در جريان اين دستگيري ها، مقادير زيادي سلاح سرد و ابزار خشونت هاي خياباني ، كشف گرديد.
                                                                                                            ــــــــــــــ

  سايت ميرحسين موسوي در صبح انتخابات و در ساعات آغازين راي گيري، بطور مستمر، اعلام پيروزي كرده و جشن پيروزي خود را نيز اعلام نمود. شخص ميرحسين نيز كه در روز انتخابات، با مراجعه به برخي صندوق هاي تهران، تبليغات ميداني در روز اخذ راي را پي گيري مي كرد، با دعوت از خبرنگاران در ساعات پاياني انتخابات و در هنگامي كه هنوز، برخي از حوزه هاي انتخابيه در حال اخذ راي بودند، خود را پيروز انتخابات دانسته و رئيس جمهور ايران ناميد!
                                                                                                            ــــــــــــــ

  پس از اعلام نتايج انتخابات و خلق حضور حماسي ملت در بيش از 5/24ميليون راي به دكتر احمدي نژاد و تبريك سران كشورهاي مختلف جهان، رقباي دكتر احمدي نژاد با صدور بيانيه هاي تند و زننده، ادعاي تقلب در انتخابات را مطرح و از هواداران خود خواستند تا به خيابانها بريزند... همزمان، برخي اخبار از تلاش هاشمي براي سفر به قم و گفتگو با علماء حكايت داشت و اخبار ديگري از جمع آوري امضاهاي خاص توسط آقاي ..... در راستاي اعتراض به رهبر معظم انقلاب، خبر مي داد كه با هوشياري و اخطار يكي از علماي بزرگ، اين فتنه، ناكام ماند.
                                                                                                            ــــــــــــــ

  آقاي (صـ ) كه نقشي مشابه رفتارهاي آقاي منتظري را در اين مقطع بر عهده گرفته است، با صدور فتوايي! دولت دكتر احمدي نژاد را نامشروع خوانده و پس از آن با هدفهايي نامعلوم به تهران آورده شده و در جهت سازماندهي تحصن و اعتصاب در مرقد حضرت امام(ره) و يا حسينيه جماران، تحركاتي صورت گرفت.
                                                                                                            ــــــــــــــ

  ميرحسين، بعد از ديدار با رهبر معظم انقلاب و استماع هشدارهاي ايشان، مجددا به همراه كروبي، خاتمي و چند تن از سران، در راهپيمايي غيرقانوني خيابان آزادي تهران حضور پيدا كرده و ضمن همراهي با برخي شعارهاي ضدنظام ، سخنان تحريك آميزي را بيان نموده و پس از آن، اغتشاش وسيع، تخريب اموال عمومي، تعرض به اموال و جان مردم و كشته شدن تعدادي را در حاشيه و پس از مراسم خود شاهد بود.
                                                                                                            ــــــــــــــ

  در پي دعوت شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي از همه ي مردم براي شركت در راهپيمايي وحدت بخش، ميرحسين با صدور اطلاعيه اي، عدم حضور خود و هوادارانش در اين راهپيمايي كه با هدف اعتراض به آشوب ها انجام گرفته بود را اعلام كرد. همزمان، رسانه هاي ضدانقلاب، بطور بي سابقه اي ، به حمايت از آقايان هاشمي، موسوي و كروبي پرداخته و پوشش خبري ، تحليلي وسيعي را در جهت حمايت از اين افراد، سامان دادند.
نتيجه:
نتيجه ي اين انتخابات، در واقع، نه بزرگ ملت به حاكميت برخي تفكرات اشرافي بر سرنوشت كشور و اعلام جدي جنگ و مبارزه ، توسط ملت و رئيس جمهور به باندها و مافياهاي قدرت و ثروت است.
در اين ميان، اخطار آقاي رفسنجاني به شعله ور شدن آتشفشان سوزان خشم هوادارانش، چند روز قبل از انتخابات، نبايد فراموش شود.
سخنراني بسيار مهم دكتر احمدي نژاد در جشن پيروزي و ميثاق مجدد با مردم براي معرفي و برخورد با خاندان ها و عناصر پرنفوذ مسئله دار و تهيه لايحه ي “از كجا آورده اي “ براي بررسي اموال مسئولان سابق، نبايد فراموش شود.
                                                                                                 
قطعا دعواي اصلي سازمان دهندگان اين آشوبها،بر سر تعداد آراء ميرحسين و كروبي و رضايي ويا هواداران آنان نيست، بلكه تقابل اصلي بر سر بقاي مفسدان و متعرضان به بيت المال و احساس خطركساني است كه سالها خود را همه كاره ي اين كشور مي دانستند و امروزبا اراده ي مردم، قرار است از اين مناصب و امكانات و مزيت ها محروم شده و بعد از 30 سال ، اسباب كشي كنند و خود را با عزم دكتر احمدي نژاد در خطر جدي مي بينند...
بهوش باشيم و چشمان خود را باز كنيم و گوش به فرمان رهبر عزيزمان، وظيفه ي خود را بشناسيم و با قدرت ، از راي و آرمان خود دفاع كنيم و خداي ناكرده، با غفلت خود، سرنوشتمان را مجددا بدست كساني كه چشم طمع به اموال ، ثروت و قدرت اين كشور دارند

پس از انتخابات .... بدونه شرح!

جد سادات،کمر مدعیان دروغین را شکست

 زيباترين تعابير قرآني براي وصف حال منافقين و كساني كه با قلب هايي مريض و آشفته، خود را اصلاح طلب ، معرفي كرده و در واقع، بدنبال فساد در زمين هستند، در آيات 8 تا 20 سوره ي مباركه ي بقره، بيان شده است...
با تعمق در اين آيات، سابقه ي تاريخي ضلالت و گمراهي مدعيان اصلاحات، بخوبي روشن مي شود و وارونه نمايي و دروغگويي آنان، به روشني، بيان شده است...
در تاريخ انقلاب اسلامي ما نيز، تلخ ترين دوران ها، مربوط به حاكميت تفكر كساني است كه به دروغ، خود را اصلاحگر معرفي مي كردند و بدترين روزها را براي اين ملت، رقم زدند...
در دوران دهه ي 60 كه حاكميت اجرايي كشور و نخست وزيري از يكسو و اكثريت كرسي هاي مجلس، از سوي ديگر، در اختيار اين جريان بود، بدترين نمادهاي دعوا و درگيريهاي سياسي بر كشور حاكم گرديد...
با ادعاهاي افراطي مبارزه با ظلم در جهان، روابط بين المللي كشور را به بدترين وضع ممكن كشاندند، انحصارطلبي در نصب وزرا، پرونده سازي براي منتقدان، چاق كردن فرصت طلبان اقتصادي و...
                                                                                                

همين جريان، مجددا با وعده ي اصلاح گري و با مواضعي معكوس، سال 76 قدرت را بدست گرفت و دوران اختلاف و درگيري جديدي را رقم زدند...
چندين هزار شبهه عليه مقدسات، بلواهاي مختلف سياسي، توهين و جنجال و آشوب خياباني، قتل و فساد و فقر و تبعيض در داخل، و ذلت در مقابل بيگانگان، چكيده ي عملكرد مدعيان اصلاحات در آن دوران سخت، چه در قوه ي اجرايي و چه در مجلس ششم بود...
و مردم در سوم تيرماه 84، دوباره اين افراد را از حاكميت بيرون كردند...
اما جنجال و سروصدا و فضاسازي آنان پاياني نداشت...هر روز، حمله و تخريب علیه دولت، هر روز متهم كردن نظام و رئيس جمهور و نق زدن و بزرگنمايي مشكلات و...
از چند ماه قبل از انتخابات دهم رياست جمهوري، اين جريان با برنامه ريزي دقيق و به ميدان آوردن تمامي امكانات ، و بهره گيري از پشتيباني وسيع رسانه اي غرب، آنچنان فضاي سنگيني از دروغ و تهمت و سياهه نمايي را رقم زدند، كه واقعيت، براي برخي نيز پنهان شد... 
پارچه ي سبز و ادعاي سيادت را بعنوان ابزاري براي موجه جلوه دادن خود بكار گرفتند، اما در عمل، بعضا همچون مامون عباسي ، كه لباس سبز را براي سركوبي علويان و ياران علي بن موسي الرضا(ع) بر تن نمود، به جنگ دين و ارزشها رفتند و از شعارهاي اصولي امام راحل تا ارزشها و دستاوردهاي بزرگ انقلاب را به بدترين نحو، به استهزاء گرفتند...
جلسات انتخاباتي خود را بعضا به محلي براي عشوه گري و جولان رذايل اخلاقي و انواع مفاسد شهواني، تبديل كردند تا در پرتو آن بتوانند، راي برخي عناصر غفلت زده را نيز با خود همراه كنند....
بر دست معاندان و روشنفكرنمايان و دراويش و فرقه هاي منحرف، بوسه زدند ، به بهائيان لبخند زدند و قول محدوديت تشيع در مناصب را دادند و با پارچه ي سبز، شهادت حضرت زهرا(س) را رحلت خواندند ....
رئيس جمهور پركار ومظلوم را رياكار و دروغگو خواندند و آمارهاي صهيونيست ها را بجاي آمار صحيح بر ملت عرضه كردند...
در مناظره ها، با يكديگر تباني كردند و همگي عليه يك نفر، شديدترين اهانت ها و سياهه نمايي ها را روا داشتند...
مي گفتند: پول چنداني براي تبليغات، نداريم، اما به يكباره، صدها مدل پوستر گرانقيمت و ميليونها حلقه سي دي تخريبي و ميلياردها تومان پول اعطايي و استخدامي براي ستادها و اعضاي آن، به ميدان آمد...
هواپيماي اختصاصي اجاره اي، شبانه روز در اختيار جابجايي آنان بود... 
دست در دست همسر، در اجتماعات انتخاباتي،نمونه اي جديد از رفتار اوباما و سران غرب را در ايران پياده كردند...
فحش دادند و به خود لقب انقلابي دادند...
دروغ گفتند و خود را صادق ناميدند...
سياه كردند و خود را خدمتگزار خواندند...
و چه دوران سياهي برپا مي شد، اگر اين عناصر، پيروز مي شدند...
دوران اسفباري از تعدي و آشوب و درگيري ، كه گوشه اي از آن را همه ي مردم ، در رفتار چند روز بعد از انتخابات اين افراد، مشاهده كردند، براي سالها ، در كشور حاكم مي شد، و همين امر موجب اعلام برائت و بيزاري بسياري از هوادارانشان از اين جريان ها شد.
اطرافيان آنان ثابت كردند كه در پوشش اصلاح طلبي، براي نابودي همه ي اركان و دستاوردهاي نظام، كمر بسته اند...
و همين موضوع، راديوهاي بيگانه، مقامات استكبار، ضدانقلاب داخل و برخي ناراضيان و نق زنان و منافقان را نيز ، پشت سر آنها جمع كرده بود...
اما..ملت ، همه ي اين رفتارها را ديد و فهميد و قضاوت كرد ...
ملت، كار را تمام كرد...
لبيك به فرمان رهبري با قريب 40 ميليون راي به نظام اسلامي...
و....5/24ميليون راي به احمدي نژاد، يعني پايان كار بدخواهان ملت...
يعني، جد سادات، كمر مدعيان دروغين را شكست...
يعني انقلاب سوم...
يعني آغاز راه مبارك و روشن براي همه ي ملت، در قلع و قمع مفسدان و زرسالاران و دروغگويان هميشه ي تاريخ...
يعني برتري شيفتگان خدمت بر تشنگان قدرت...
يعني پيروزي ولايت...
يعني: نصرمن الله و فتح قريب... و بشر الصابرين...